امروز تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ توسط تعدادی کوهنورد کار ارزشمند نصب تابلو بر روی قله آسماری که تاکنون بدون تابلو بود و بعضا باعث سردرگمیکوهنوردان در شناسایی قله می شد، صورت پذیرفت.
قدردان عزیرانی که این کار ارزشمند را انجام دادند هستیم، و توضیحی مختصر در ارتباط با کوه آسماری در زیر آورده می شود.
کوه آسماری سایر کوههای رشته کوه زاگرس جهتی شمال غربی به جنوب شرقی دارد. در شمال غرب آن روستای گُلگیراز توابع مسجدسلیمان و در جنوب شرق آن نیز روستاهای پیرموسی و آب لشکر در نزدیکی شهر باغ ملک قرار دارند.ارتفاع کوه آسماری ۱۳۹۱ متر است.(بیس استارت حرکت از ریشه کوه از کنار کارخانه سیمان گلگیر است با ارتفاع 250 متر از سطح دریا ) است، البته مسیری طولانی تر از سمت چشمه های آب گرم گلگیر نیز وجود دارد، که بایستی مسیری حدود ۱۰ کیلومتر که حدود ۷ کیلومتر آن در خط الراس است پیموده شود. برای صعود حتما نیاز به راهنمای محلی خصوصا از سمت چشمه های آب در مانی است، بهنرین زمان صعود، اواسط اسفند ماه تا اخرای فروردین ماه می باشد، البته از دی ماه تا فروردین شرایط بدای صعود به شرط در نظر گرفتن وضعیت آب و هوایی مناسب می باشد. صعود از گلگیر در برنامه ای یک روزه قابل انجام می باشد.کوه آسماری خاستگاهِ و نماد ایل بختیاری است و در بسیاری از آوازها و ترانه های بختیاری شنیده می شود، کوه آسماری عمدتا قشلاق طوایف زراسوند می باشد، در بخشی از خطالراس آن نیز طایفه گورویی ساکن است و روستایی نیز به همین نام در قسمت جنوب شرقی به نام روستای آسماری وجود دارد. که مردمی از طایفه گورروی در ان ساکن می باشد. نام سازند زمینشناسی آسماری نیز از کوه آسماری اقتباس و برش الگوی آن در تنگ گل ترش همین کوه با ۳۱۴ مترارتفاع است و شامل سنگ آهکهای مقاوم کرم تا قهوهای رنگ میباشد. سنگ آهک آسماری مهمترین سنگ مخزن حوضه رسوبی زاگرس ایران است و چون برای نخستین بار در خاورمیانه در این سازند نفت کشف شده است، معروفیت جهانی دارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 12:52 توسط مهرداد
|
منطقه حفاظت شده قیصری در رشته کوههای زاگرس و در محدوده توابع شهرستان کوهرنگ واقع شده است. این منطقه خوش آب و هوا و سر سبز با طبیعتی بکر و نایاب با وسعت ده هزار هکتار که ۸۰ درصد آن در شهرستان کوهرنگ و بیست درصد آن در شهرستان اردل قرار گرفته است، نام آن از کوه بلند قیصری با ارتفاع ۳۳۰۰ متر گرفته شده است. این منطقه در تاریخ ۱۳۸۰/۵/۱۵ به مدت پنج سال به عنوان منطقه شکار ممنوع اعلام گردید و در سال ۱۳۸۶ به عنوان منطقه حفاظت شده ارتقإ پیدا کرد. منطقه قیصری از شمال به دهستان بیرگان و از شرق به کوه سالدران و از جنوب به شهرستان اردل و از غرب به منطقه دوآب صمصامی منتهی میشود که صعود ما نیز از سمت دو آب و صمصامی شروع
شد. ،
مسیر صعود به قله قیصری در این فصل برعکس سرسبری و پر آبی فصل بهار ،چهره ای خشک و خشن و بی آب به خود گرفته است، و جز گون و علف خشک ، گیاه دیگری به چشم نمی آمد، هیچ گونه درختی هم در طول مسیر و اطراف آن وجود نداشت. البته گیاهانی مانند آویشن، تره کوهی و...نیز در این کوه در فصل خود وجود دارند.
مسیر صعود:
مسیرهای متفاوتی جهت صعود وجود دارد که ما شروع مسیر صعود را از روستای دو آب صمصامی انتخاب کردیم
روستای دو آب صمصامی از مسجدسلیمان حدود ۲۹۴ کیلومتر و از شهرکرد حدود ۱۰۹ کیلومتر فاصله دارد. ابتدای مسیر پیاده روی جهت صعود حدود ۸/۸۷ کیلومتر از دو آب صمصامی فاصله دارد. پس از طی حدود ۵/۸۷ کیلومتر در مسیر جاده اصلی به سمت شهرکرد، وارد جاده فرعی خاکی سمت راست شده و پس از طی مسیری خاکی به طول حدودا ۳ کیلومتر (ترجیحا با وانت نیسان ) به ابتدای مسیر پیاده روی جهت کوهپیمایی می رسید.
گزارش صعود
در تاریخ ۱۴۰۴/05/۳۱ ساعت ۴:۳۰ صبح از روستای صمصامی با خودرو به سمت کوه حرکت کرده و راس ساعت ۵ صبح از پای کوه صعود آغاز شد، و پس از طی مسیری ۳/۵ کیلومتری با ۶۰ درصد شیب تقریبا زیاد ساعت ۱۱ به قله ۳۳۰۰ متری قیصری رسیدیم، و حدود ساعت ۱۴ پس از ۹ ساعت کوه پیمایی و ۷ کیلومتر طی مسیر رفت و برگشت به پایین کوه و ابتدای صعود رسیدیم.
از بالای قله رودخانه بیرگان از سرشاخه های کارون قابل رویت بود، باز هم سدی در حال احداث بر روی رودخانه بیرگان از سرچشمه های کارون دیده می شد، و بی تدبیری و غیر کارشناسی ها در انتقال آب رودخانه کارون به سمت استانی دیگر به وضوح قابل درک، بجای انتقال کارخانجات و صرفه جویی در آب، بی رویه و غیر معقول آب را مصرف می کنند، و بعد به قیمت نابودی دیگر استانها و اکوسیستم و زیست جانوری و گیاهی دیگر مناطق و با خوی استثماری آب را انتقال می دهند، چه میتوان کرد، جز توکل به ایزد یکتا،
در مورد کوه قیصری محلیها چنین می گویند، قیصر روم به دلیل تجویز پزشکان همسرش را باید به جایی می برد که از چهار جهت باد بدون واسطه به ایشان برخورد نماید، تا شفا یابد، و ایشان کوه قیصری را انتخاب کرد، و به همین علت نام این قله قیصری انتخاب شد، آثاري از سنگ چين ها و حفاري هاي غير مجاز بالاي قله وجود داشت.
راهنمای محلی می گفت، حیوان غالب این کوه خرس می باشد، و چندی پیش یکی از محلی ها را زخمی کرد، صدای زیبای کبک ها در طول صعود طنین انداز بود. البته این منطقه نیز مانند سایر مناطق بکر کشور از شکار غیر مجاز بی نصیب نبود. که اگر غیر از این بود باید تعجب می کرد، چرا که شکار یکی از فرهنگ های غلطی است که از قدیم جا افتاده و در خصوص شکارچی بی دلیل و منطق قهرمان سازی می شود.
صعود در این فصل بدلیل گرمی هوا توصیه نمی شود، مسیر صخره ای و دست به سنگ نبود، ولی ۹۰ درصد آن حالت شن اسکی داشت و به همین علت انرژی زیادی را می گرفت،
به نظر بهترین فصل صعود، اواخر فروردین و ابتدای اردیبهشت باشد.
در طول مسیر جز چشمه ای در ابتدای مسیر(تقریبا ۱/۴۰۰ کیلومتری) که آب آن بدلیل جاری نبودن زیاد مناسب نبود، چشمه ای دیگر نبود، در این فصل حداقل باید سه لیتر آب همراه داشت، آنتن دهی در طول مسیر جز یکی دو نقطه مناسب بود، پای کوب دقیقی در طول مسیر نبود، و نیاز به راهنمای محلی می باشد.
در این صعود، آقایان رضا نوذری به عنوان سرپرست، شاهرخ قیاسی رییس هیات شهرستان مسجدسلیمان و نماینده امور ورزش، ارسطو داربپور فنی، علی شیروانی، یوسف باقری، مهرداد آقابیگی،هرمز عباسی، ابراهیم محمدی، فرج قنبری و پسر کوهنوردتر از خودش علیرضا قنبری، حمید عسکری، صحنعلی زمانپور، محمد باقر علیجانی، مجید صالحی و تورج احمدی(پزشکیار) و تعداد دیگری از همنوردان حضور داشتند.
آبشار شيوند در منطقه جنوب غربي سد كارون 3 و در منطقه حفاظت شده منگشت قرار دارد. اين منطقه هر آن چيزي كه از طبيعت انتظار داريد را در خود جاي داده است. رودخانه - درياچه- مراتع سرسبز- باغات انر و گردو ، جويهاي روان و...
منطقه شيوند از يك طرف به سد كارون 3 و از طرف ديگر به كوهها و جنگلهاي بلوط زاگزس ختم مي شود، صخره، رودخانه، پوشش گياهي، خانه باغ ها و... زيبايي بي نظيري به منطقه داده است، يك كلام اين منطقه را مي توان توصيف عيني بهشت برشمرد. آبشارها از دل كوههاي زاگرس منگشت سرچشمه مي گيرند. آبشار اول حدود 50 ارتفاع و 1/5 متر عرض و آبشار دوم حدود 30 مترارتفاع و حدود 2 متر عرض دارد.يرای دیدن این آبشارهای زیبا بایستی در مسیر ایذه - دهدز-شهرکرد قبل از دهدز و نزديكي روستاي ركعت حدود 40 كيلومتر بعد از ايذه و صرف زمان 50 دقيقه اي ، حدود ۵ کیلومتر قبل از تلمبه خانه نفت با دیدن تابلوی که به سمت ساحل راهنمایی می کند، به جاده فرعی سمت راست ، حرکت کنید و سپس با طي مسير حدود 800 متر و رسیدن به کنار ساحل سوار باروچ شده و با حرکتی طولی حدود 14 كيلومتر عرض سد کارون ۳ را با طی زمانی حدود 80 دقيقه طی کرده و به آنطرف دریاچه سد بروید، البته مي توانيد با استفاده از قايق هاي تند رو اين زمان را به نصف كاهش دهيد. سپس با خودروهای نیسانی که آنجا پارک شدند با طی مسافتی ۲ كيلومتري كه جاده اي خاكي است. خود را به روستای شیوند برسانید ، روستای شیوند پر ازباغات انار می باشد و جویهای روان در سطح آن زیبایی های انرا چند برابر کرده است. شب مانی در آنجا لازم و لذبخش خواهد بود، امکان شب مانی در منازل روستا با پرداخت اجاره بها وجود دارد.
روستایی که بیشتر از منازل، باغات که عمدتا انار هستند دیده می شوند،
مسیر حرکت بصورت پاکوب وجود دارد لیکن اگر تا به حال مسیر را نرفته باشید، تقريبا نیاز به راهنما خواهید داشت.
آبشار اول پس از طی حدود ۱/۵ كيلومتر و و زمان تقريبا 1 ساعت مشاهده خواهید کرد که از ارتفاع حدود 50متری سرازیر می شود و هوای مطبوع قطرات ریز آب و سبزه و درختان گردو ، لذت حضور در کنار آبشار را زیباتر و دلچسب تر می نماید. امكان كمپ زدن در كنار آبشار وجود ندارد.
در ادامه با طی مسیری حدود ۱/۵ ساعتی به آبشار دوم خواهید رسید. که مانند آبشار اول بسیار زیباست و ارزش دیدن و طی مسیر را دارد.
مسیر شیبی متوسط دارد، و گردشگران غیر حرفه ای و خانواده ها نیز با كمي احتياط می توانند، از آبشار اول و حتي از آبشار دوم ديدن نمايند. البته آبشار دوم كمي مسير مشكل تري دارد و براي خانواده ها توصيه نمي شود. اگر خواهان خرید انار هستید، فصل بازدید را مهر تا آبان برنامه کنید، و اگر طالب لذت بردن بیشتر از طبیعت و آبشارها هستید ، فروردین تا اواسط اردیبهشت مناسب می باشد. 1 لیتر آب همراه داشته باشید، آنتن دهی مناسب می باشد،
براي برنامه برگشت ساعت حركت باروج ها را از محلي ها بپرسيد، معمولا آخرين باروج ساعت 19 از سواحل شيوند حركت مي كند، و اگر به آخرين باروج نرسيد، بايستي تا روز بعد در شيوند بمانيد. باروج ها رايگان حمل بار و جابجايي مسافر انجام مي دهند.
البته مسيري خاكي و ماشين رو جهت رسيدن به روستاي شيوند وجود دارد، كه بدليل سنگلاخي بودن مسير، اين مسير توصيه نمي شود.
در فصول گرم هوای مسیر گرم می باشد، و بایستی خنکای صبح طی مسیر کتید.
*******************************************
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 23:14 توسط مهرداد
|
قلم لرزان است و بی قرار و نای نوشتن ندارد. جوهرش بسان اشک سیاه بر صفحه روزگار می چکد و با دلی پر ز بغض رمق نگاشتن چند کلمه بیشتر ندارد. پنچشنبه مورخ 1403/5/18 خبری تلخ کاممان را زهر آگین کرد. "تصادف در جاده های مرگ ایران" خبر از آسمانی شدن همنورد همیشه خندان و صبور گروه "مهندس ظهراب رستمی" را می داد. دلخوش بودیم و امید می دادیم، که خبر نادرست باشد. اما یکباره همه امیدها نا امید گشت، و خبر تایید شد. و زمین و زمان بسان ابر سیاهی در جلوی دیدگانمان نقش بست.
عقاب پر کشید و به آسمان رفت. چقدر زود و بی خبر.
آه چقدر زود دیر می شود.
انگار همین دیروز بود که از قله شهیدان زردکوه صعود را شروع کردیم.
چقدر زود پر کشیدی.
بلند شو عقاب
دوباره پر بکش که علم کوه و دماوند تا زردکوه و کینو و دنا. شاهان کوه و همه بلندای ایران چشم انتظار قدمهای مهربان یار و همراه همیشگیشان هستند. ظهراب جان، همنورد خندان و با نشاط، قلب کوهنوردی نفت مسجدسلیمان، چه وقت رفتن بود. صعود بی تو معنی پیدا نمی کند. زاگرس و همنوردانت افسرده، دل آشوب و خمیده اند. با صدا و نای بی رمق و پاهای لرزان، و دیده تار و گریان در دفتر خاطرات ذهن، تو را می جویند. فراموش شدنی نخواهی بود. و یاد و نام و چهره خندانت همیشه جاودان خواهد بود.
"همنوردان به غم نشسته گروه کوهنوردی نفت مسجدسلیمان" .
از مسجدسلیمان تا روستای لندی از مسير مسجدسليمان- ايذه-كارون4-شليل-دوپلان از لحاظ زمانی باید برای حدود ۷ ساعت تا روستای لندی برنامه ریزی شود. حدود ۵:۳۰ ساعت تا محل تقاطع جاده ایذه-دوپلان به منطقه شلیل(بعد از کارون 4-و حدود 11 كيلومتر مانده به گل شور و قبل از گردنه گل شور) و حدود ۱:۳۰ ساعت تا روستای لندی(20 كيلومتر بعد از تقاطع شليل به روستاي شليل و 40 كيلومتر بعد از روستاي شليل به روستاي لندي خواهيد رسيد) . چند كيلومتر انتهايي مسير تا روستاي لندي خاكي است. و در هنگام بارندگي بايد بسيار احتياط كرد. روستاي لندي قبلا پايينتر و معماري خانه هاي آنجا گلي و قديمي بود ولي بدليل زلزله و صدمه به خانه ها و همچنين خطرناك بودن محل و شيب و سستي خاك به محل فعلي حدود چند كيلومتر بالاتر انتقال يافت و بناهاي آن با مصالح امروزي و سنگ منطقه بنا شده بود. وضعيت روستا از نظر معماري و ساخت و ساز روستايي وضعيت مناسبي به نظر مي رسد. تقاطع جاده شليل از جاده شهركرد- دوپلان- كارون 4 حدود 150 كيلومتر تا شهركرد فاصله دارد.
از روستای لندی تا آبشار حدود 10 كيلومتر فاصله است و به حالت کوه پیمایی متوسط و با شيب متوسط 30 درجه حدود 2 ساعت و برگشت تا روستا نیز حدودا 2:30 ساعت زمان می گیرد.
دو مسير دسترسي به آبشار يكي از سمت شمال و ديگري از جنوب روستا وجود دارد و جهت طي مسير تا آبشار نياز به راهنماي محلي مي باشد. در طول مسير آنتن دهي مناسب مي باشد، در كنار آبشار منطقه بكر بوده و سرويس بهداشتي يا مغازه اي وجود ندارد، يك بطري 1/5 ليتري آب در طول مسير كافي است. مسیر متوسط تا نیمه سنگین است. جز دریکی دو نقطه نزدیک آبشار و یک تقطه در مسیر برگشت (متفاوت از مسیر رفت) سخت گذر نیست. در هنگام بارندگي مسير بسيار لغزنده مي شود، توصيه مي شود از قبل هواشناسي بررسي شود تا در صورت بارندگي برنامه متوقف شود، در صورت ضرورت به ادامه برنامه بعد از بارندگي كه زمين هنوز خشك نشده است، و با اطمينان از عدم وجود سيلاب حتما استفاده از تجهيزات ضد لغزش فراموش نشود. همچنين با عنايت به نزديك بودن منطقه به مرز خوزستان هواي منطقه در فصول گرم بسيار گرم مي باشد و بهتر است فروردين ويا ارديبهشت را براي ديدن آبشار انتخاب نماييد تا هم خنكي هوا و هم پرآب بودن آبشار و سرسبزيها و زيبايي هاي بيشتري نصيبتان شود. آبشار لندی حدود 60 متر بالاتر از رودخانه بازفت از دل کوه هاي زاگرس سرچشمه می گیرد و مسیر کوتاهش خصوصا 40 متر آخر را كه با عرض حدود 3 متر ، بصورت پلكاني و با شدت تا رودخانه بازفت طي مي نمايد، در كنار درختان و سبزه هاي و نسيم ملايم همراه قطرات ريز آب، پر از طراوت و زیبایی می نماید. ضمن تشکر از همه همنوردان امیدوارم بازدید از این آبشار زیبای پلکانی کوههای زاگرس که در پایین دست آبشار زرده لیمه و کنار رودخانه بازفت قرار دارد نصیب همه گردشگران شود، از زیبایی خدادادی آن لذت برده، به خداوند نزدیکتر و تحمل سختیها را آسانتر نمایند.
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 23:43 توسط مهرداد
|
پس از صعود گروه درمرداد ماه سال 1395 كه از جبهه جنوبي انجام شده بود و بدليل برنامه ريزي نه جندان مناسب از جمله شروع صعود از جانپناه راس ساعت 9 صبح و...كه سختي هاي زيادي را همراه داشت، به نحوي كه از گروه 12 نفره آقايان رضا نوذري، مهرداد آقابيگي و علي شيرواني موفق به صعود شده بودند، اينبار با تيمي 8 نفره شامل رضا نوذري(سرپرست گروه)، مهرداد آقابيگي، هرمز عباسي، ظهراب رستمي، ابراهيم محمدي، ارسطو دارابپور، صفر عاليپور، عبدالله شيرازي صعود به دماوند برنامه ريزي شد، با عنايت به تجارب قبلي و مطالعه تجربه صعودها، با رصد شرايط آب و هوايي برنامه ريزي دقيقي نسبت به صعود قبلي جهت صعود از جبهه شمال غربي صورت پذيرفت، و به همين دليل كل گروه موفق به صعود شدند.
گزارش صعود
شروع حركت: تاريخ 1401/6/3 -ساعت 7 صبح- مسجدسليمان و ساعت 6 عصر تهران
پس از عبور از پلور و كلاردشت و ميان ده ، ساعت 10:27 شب به روستاي ناندل در ارتفاع 2357 (آخرين روستاي قبل از صعود) رسيديم. و شب را در منزلي كه از قبل هماهنگ شده بود گذرانديم.
تاريخ 1401/06/04 ساعت 7:13 حركت از روستاي ناندل به سمت گوسفندسرا با يك دستگاه نيسان، ساعت 8 صبح گوسفند سرا در ارتفاع 2906 و سپردن بارها به جهت حمل با قاطر- ساعت 1:40 جانپناه در ارتفاع 4398
در اطراف جانپناه تعداي بز و پازن رويت شدند، كه مانند اينكه وحشت زده باشند مرتب فرار مي كردند، كه احتمالا شكارچيان اين منطقه را نيز مانند ساير مناطق ايران بي نصيب نگذاشته اند، و اگر به همين منوال پيش برود سالهاي نه چندان دور شاهد انقراض نسل اين حيوان نيز از طبيعتمان خواهيم بود.
تاريخ 1401/06/05
شب بسيار سردي در جانپناه سپري شد، و شروع ادامه صعود ساعت 3:15 - پس از طي مسيري نفسگير كه پاي كوب داشت، و هد لامپهاي كوهنوردان در آن مانند كرمهاي شبتاب مي درخشيدند، ساعت 11:50 صبح به قله رسيديم ، ساعت 12:30 قله را ترك و به سمت پايين حركت كرديم، شب را در جانپناه ارتفاع 4400 متري مانديم.
1401/06/06
ساعت 9 صبح حركت از جانپناه به سمت گوسفندسرا- 11:40 گوسفند سرا- 12 حركت به سمت روستاي ناندل با يكدستگاه نيسان- 12:42 ناندل
پس از صرف نهاري آبگوشتي كه قبل از صعود، برنامه تهيه آن به صاحبخانه اي كه در منزل ايشان شب را سپري ي كرده بوديم. حدود ساعت 4 عصر ناندل را به مقصد مسجدسليمان ترك كرديم
و ساعت 8 صبح روز 1401/06/07 مسجدسليمان بوديم.
از نكات مورد توجه در اين صعود مي توان به برنامه ريزي مناسب از طرف سرپرست گروه، همكاري و مهمانوازي و برخورد مناسب صاحبخانه در روستاي ناندل و خوشرويي و همكاري خوب راننده و همچنين همنوردان اشاره نمود.
شاهان کوه اصفهان بلندترین قله استان اصفهان به ارتفاع ۴۰۴۰ متر است، که هر ساله مقصد بسیاری از کوهنوردان قرار می گیرد. قله شاهان کوه جزو ۳۱ قله طرح سیمرغنیز در نظر گرفته شده است و به همین جهت می توان آن را یکی از شاخص ترین کوه های ایرانبه شمار آورد. قله شاهان کوه بر روی خط الرأسی با طول بیش از ۴۳ کیلومتر و عرض حدودا ۱۰ كيلومتر قرار دارد. و جهت آن همسو با محور اصلی زاگرس یعنی شمال غربی - جنوب شرقی است و از کوههای متعددی تشکیل شده که از شرق به غرب عبارتند از: دری، دودکشان، چال روغن، شاهانکوه، جه جر، گورمیشان، دره غول، لاشوم، برد خیمه، چال میشان و مارک. میزان بارندگی سالانه این رشته کوه بین ۸۰۰ تا یک هزار میلیمتر و میانگین دمای متوسط سالیانه آن بین ۵ تا ۱۰ درجه سانتی گراد است. رودخانه هاي منطقه شاهان كوه عبارتند از خدنگستان، آب ترزه، آب سه پستان، آب سرداب و چشمه لنگان کهدر شمال این رشته کوه قرار دارد. قله شاهان کوه در 36 کیلومتریفریدونشهرواقع شده است.
مسیر غربی: روستای شاهان- دهلیز غربی- قله شاهان کوه
مسیر شمال شرقی: روستای سرداب بالا –دره شمال شرقی- قله شاهان کوه
ما صعود از مسير شرقي را انتخاب كرديم.
در تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۳۰ از مسجدسليمان حركت و شب به فریدون شهر رسیديم شب را در مهمانسراي سوپل گذرانديم، حدود ساعت ۵ صبح مورخ ۱۴۰۱/۰۳/۳۱ از مهمانسرای شهرداری(سوپل) حركت كرديم و پس از عبور از روستاهاي سيبك (فاصله با فريدون شهر ۱۰/۵كيلومتر) نهضت آباد (فاصله با فريدون شهر 14 كيلومتر) سرداب پايين (فاصله با فريدون شهر ۲۴/۵) سرداب بالا (فاصله با فريدونشهر۲۶/۵) و طي مسيري ۳۱/۵ كيلومتري ساعت ۶/۱۵ صبح به چادر عشاير و چشمه تنگ عرب با ارتفاع ۲۷۶۷ متر، ابتداي مسير صعود، آخرين چشمه و تنها چشمه مسير صعود رسيدم، لازم به ذكر است از سرداب بالا تا چشمه تنگ عرب حدود ۵ كيلومتر جاده خاكي است، كه ما اين مسير را نيز با ميني بوس طي كرديم. كوهنورداني هستند كه همان سرداب بالا را ابتداي صعودشان در نظر مي گيرند. در این فصل از سال چشمه کم آب تر از فصول اولیه سال و با نگاهي گذرا از دور برف و يخي در مسير به چشم نمي خورد. صعود را ساعت ۶:۳۰ صبح آغاز كرديم. با رسیدن به دو راهی تنگه عرب و حركت در مسیر شرقی طي مسافتي حدود ۲ كيلومتري ساعت ۸:۳۰ صبح به چاه معرف شاهان کوه ، چاهیطبیعی با دهانه ای به عرض ۱ تا ۱/۵ متر و عمق حدودی ۱۰ متر كه از مشخصه های مسیر شرقی می باشد و در فاصله ۳ متري از پاكوب قرار دارد، رسيديم. در گذر از اين منطقه بدليل وجود اين چاه وچاهك هايي با عمق كمتر نزدیک پاکوب كه احتمالا در اثر فرسايش خاك توسط آبهاي روان حاصل از بارندگي يا آب شدن برفها ايجاد شده است، بايد دقت بيشتري در طي مسير داشته باشيد. از ابتدای تنگه عرب مسیر سنگ و صخره ای شده و به مرور مسیر تنگ تر می شود که نیاز به دست به سنگ شدن را افزایش داده و بکار گیری توان بیشتری را می طلبد و بعضا با توجه به ارتفاع زياد سنگ ها، يا بايد با طناب رد شد يا از مسير سمت راست آن را دور زد. در حدود كيلومتر ۲/۵ تقريبا كمي بعد از ورود به تنگه عرب پاكوب بدليل سنگ لاخي بودن مسير بصورت منقطع بوده و بعضا ديده نمي شود، در اين قسمت تشخيص مسير سخت مي شود که نياز به وجود راهنماي محلي الزامي مي شود. در مسير برگشت در هنگام عبور از اين قسمت از مسير بايد با احتياط بيشتري حركت نمود، تا احتمال برخورد كفش با سنگ و پله شدن و افتادن كاهش يابد. پس از طي مسيري ۵ كيلومتري و ۵ ساعته، با شرايط بالا و سرعت حركت متوسط، ساعت ۱۱:۴۰ صبح به قله زيباي شاهان كوه، قله بسيار زيباي ديگري از زاگرس و ايران كه توضیح آن همه زيبايي از بالاي قله جز با ديدن قابل توصيف نيست، رسيديم. از دور قلل زردكوه و كينو و... خود نمايي مي كردند. ساعت ۱۴ قله را ترك كرديم و ساعت ۱۷:۳۰ به چشمه ننگ عرب رسيديم و با طي مسيري ۱۰ كيلومتري(رفت و برگشت قله) و مدت زمان۱۱:۳۰ ساعت (۲:۳۰ توقف بر روي قله) اين صعود هم بي خطر به پايان رسيد. پس از كمي استراحت و شست و شوي دست و صورت و تميز كردن لباسها از خاكهاي مسير (درصد زیادی از مسیر خاکی است) ساعت ۷ عصر با ميني بوسي كه از قبل هماهنگ شده بود، بدون اينكه اثري از خود بر جاي بگذاريم منطقه و يكي ديگر از قلل زيباي ايران را ترك كرديم. و همان شب به سمت مسجدسلیمان حرکت کردیم و به سلامت به مسجدسلیمان رسیدیم.
اکثریت اهالی شهر فریدون شهر را هموطنان گرجی، و عشایر منطقه بختیاری می باشند.
نکات مهم:
* در برخي قسمتهايي از مسير حدودا 300 متر بعد از چاه،كه مسير صخره اي مي شود، پاكوب منقطع و بعضا ديده نمي شود. لذا راهنماي محلي همراه داشته باشيد.
* اختلاف ارتفاع پای کار(چشمه تنگ عرب) تا قله حدود ۱۲۷۳ متر، مسافت تا قله حدود ۵کیلومتر مي باشد. و حدود ۵ ساعت زمان می برد. زمان برگشت از قله نیز حدود ۴ ساعت می باشد( با سرعت متوسط).
*دسترسی به آب: فقط یک چشمه(چشمه تنگ عرب) در ابتدای مسیر صعود وجود دارد ، ۳ لیتر آب همراه داشته باشید.
* آنتن دهی موبایل ضعیف مي باشد.
*بهترین زمان برای صعود از این مسیر(شرقی) اواسط خرداد تا اواسط تیر می باشد.
* در منطقه و مسیر صعود پناهگاهی وجود ندارد. و جز در ابتداي مسير محل آنچنان مطلوبي جهت كمپ و شب ماني وجود ندارد، در صورت نياز به كمپ با توجه به حضور دام در منطقه از معبرهای ریزشی حتما فاصله داشته باشيد.
*نزدیک ترین مرکز درمانی: استان اصفهان - فریدون شهر- بیمارستان رسول اکرم(ص) در فاصله حدود 31 كيلومتر از ابتداي مسير صعود(چشمه عرب)
*وسطاي مسير پس از ورود به تنگ عرب در عبور از سنگلاخها و همچنين چاههاي كنار مسير مواظبت بيشتري نماييد.
*۶۰ درصد مسير سنگلاخي و بعضا دست به سنگ ، حدود ۶۰ درصد مسير صعود شيبي بين ۳۰ تا ۶۰ درجه و ۴۰ درصد مسیر خاکی می باشد(در حین حرکت تند خاک بلند می شود). صعودي نيمه سنگين تا سنگين تلقي مي شود، و توان نسبتا بالايي را مي طلبد.
*پوشش گیاهی غالب منطقه گون می باشد، و اگر از مسیر پاکوب خصوصا ابتدای مسیر کمی خارج شوید، علاوه بر برخورد با تیغ های گون، ناچارا جهت عبور باعث آسیب به آنها هم می شوید، در صورت نیاز از گتر استفاده نمایید.
*راهنماي محلي كه از عشاير منطقه بود گلايه داشت كه حضور گردشگران و سر و صداي آنها بعضا باعث مزاحمت براي آنان مي شود، همچنين زباله هاي زيادي را پخش مي كنند. كه باعث بيماري براي دامهايشان مي شود. اين موارد معمولا توسط كوهنوردان رعايت مي شود. اميدوارم گردشگراني كه به منطقه مي روند نيز رعايت نمايند و آرامش را از منطقه و عشاير نگيرند.
بازديد گروه كوهنوردي نفت مسجدسليمان از آبشارهاي زرد ليمه- پل خدا آفرين و پلكان دژپارت در مسيري بكر از ديناران تا گزستان (1401/02/22 و 1401/02/23)
ديدن تصاویر و کلیپ های آبشار دلربا است و هر بیننده ای را مجذ وب خودش مي كند چندين بار به تصاوير نگاه ميكنيم و تاثيرش را مي گذارد، و براي ديدن اين اثر بي نظير خالق، لحظه شماري مي كنيم. بخشنامه ها و كرونا با سختگيري خاص عده اي فرصت بازديد را عقب مي اندازد، تلاش مي شود بصورت گروهي شخصي سفر به آبشار صورت پذيرد كه باز هم بدليل عدم استقبال تعدادي از هم گروهي ها ميسر نمي شود، اما بعد از حدود دو سال از تصميم اوليه بازديد بالاخره با همت مسولين مربوطه بازديد برنامه ريزي و انجام مي شود.
زبان و قلم در برابر زیباییهایی که خداوند در اختیار انسان قرار داده، کم می آورد،
از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدر آید.
ليكن جهت معرفي آبشار چاره اي نیست جز اینکه با این قلم قاصر سعی شود گوشه ای از این زیبایی خداوند و گزارش بازدید نگاشته شود.
رود زرده لیمه در موقعیت N320152 , E501049 و EL 1400 بصورت یکجا از دل کوههای زاگرس مي جوشد و با طی مسیر کوتاهی در دره اي به همين نام به رودخانه بازفت می ریزد. درمسير کوتاه اين رود قبل از پيوستن به رودخانه خروشان بازفت، آبشار زيباي زرده لیمه با ايجاد محیطي جنگلی و سرسبز و آب و هوایي معتدل اردیبهشت ماهي در اقليمي گرمسيري، در منطقه غربي شهرستان اردل در دياري به نام ديناران و نزديك به انتهاي يك دره سرسبز به نام زرده ليمه جاي خوش كرده است. ديناران به دليل ويژگي جغرافياييش كمتر جز عشاير به خود ديده است، اين موضوع و صعب العبور بودن آن يكي از علتهاي بكر ماندن آبشار و منطقه مي باشد. اين آبشار كه در 80 كيلومتري شهرستان شهركرد واقع شده است، يكي از بزرگترين و عريض ترين آبشارهاي ايران با عرض تاج 65 و ارتفاعي 40 متري مي باشد، كه در قاب هيچ دوربيني جا نمی شود. عظمت و چشم نوازي آن جز با ديدن از نزديك و بودن در كنار آن قابل درك نيست. و نسبت به آنچه تصاویر به ما داده اند، مانند کارون است در برابر جویباری کوچک فصلی.
از هرطرفی آب سرایز می شود، پرده مرتفع و عریض آب ایجاد می شود. صدای ریزش آب، نمای آبشار عریض، قطرات ریز آب، درختان کهنسال چنار و گردوی گرداگرد آبشار که مانند محافظی آبشار را احاطه کرده اند، و از فرسایش خاک جلوگیری می نمایند، كوهستانهاي مرتفع در مسير، پوشش گياهي گون، رودخانه زيباي بازفت، ريه هاي زاگرس همان درختان ريشه دار بلوط منطقه ، اثر تاريخي 6000 ساله كمي آنطرفتر، روح و جسم هر بیننده ای را طراوت می بخشد، و حیف است که در این عمر کوتاه این زیبایی از نزدیک تماشا نشود.
هر چند قلم توان نگاشتن برخی ناملایمات انسانی، همزمان با لذت این نقاشی بی نظیر خداوند را ندارد، لیکن ضرورت بیان چاره اي جز تحریر ندارد.
خداوند این همه زیبایی در وطن عزیزمان ایران ایجاد کرده است، ولی هیچگاه قدرشناس نبودیم، صحبت از ایجاد جاده و.....نمی کنم، که همان بهتر که ایجاد نشد، چون اگر دسترسی آسان شود، مطابق رویه اثری از زیبایی آبشار باقی نخواهد ماند، گویی خداوند آبشارهایی مثل این، كر و دي كن در تنگ زندان و.....را در چنین جاهای صعب العبوری خلق کرده که فقط عاشقانش امکان بازدید داشته باشند.
نبود سرویس بهداشتی مناسب از معظلاتی است که در محل کمپ کوهنوردان در بالای آبشار، هم بازدید کنندگان را با مشکل مواجه کرده و هم آلایندگی محیط و حتی آب آبشار را تحت تاثیر قرار داده است.
شب ماني بالای آبشار که بسیاری از بازدید کنندگان شب را آنجا می مانند، محوطه ای کوچک است، که از سمت رودخانه به پرتکاهی حدودا 50 متری كه بصورت پنیر بر و ناگهانی ایجاد شده است، مشرف مي باشد. هر ترددی به سمت آن بدلیل هیچ گونه لبه، عدم دید و تابلو هشدار دهنده، بطور ناگهانی با ارتفاع حدود 50 متری مواجه می شود، که هر لحظه امکان سقوط وجود دارد، خصوصا برای کسانی که از قبل آشنایی با محل ندارند، و حتی در صورت آشنایی امکان حادثه بعد از بیداری شبانه، وجود دارد. و بايستي بسيار احتياط نمود. مطابق گفته ساكننين دو هفته قبل از بازديد گروه ما، بدليل سقوط از همين ارتفاع يكي از گردشگران عزيز جان خود را از دست داد.
مشکل دیگر عبور از جره می باشد. اینکه بومیان منطقه با ایجاد این وسیله و همکاری کامل امکان عبور از رودخانه بازفت را فراهم و منبع درآمدی نیز برایشان می باشد، جای تقدیر دارد. لیکن ظاهرا هیچ گونه بازرسی تخصصی خصوصا از سیم بکسل و قرقره آن صورت نمی پذیرد.
در اینجا نقش دولت و مسولین باید بسیار پررنگ شود. و با ایجاد سرویسهای بهداشتی، حفاظ و هشدار برای پرتگاه و سامان دادن به بالای آبشار از نظر بهبود مکان، و نهایتا بازرسی سالیانه جره، بطور رایگان و سپردن آنها به بومیان منطقه آسایش بازدیدکنندگان را فراهم، و با ایجاد فرصت کسب درآمد کمکی در بهبود وضعیت معیشت مردم محروم منطقه داشته باشند.
مشکل دیگری که در بالای آبشار مشاهده گردید عدم رعایت تعدادی از بازدیدکنندگان بود که آسایش را از دیگران گرفته بود. و آسایشی را که خداوند ایجاد کرده بود، و بازدیدکنندگان با نیت لذت از آن، سختی سفر را به جان خریده بودند؛ با ایجاد صداهای ناهنجار تا نیمه های شب ، به ناراحتی و اعصاب خوردی براي گردشگران تبدیل کرده بود.
مورد دیگری که بسیار تلخ بود، یکی از بازدیدکنندگان به قصد جمع آوری هیزم به بالای محل اسکان رفته بود و با بي احتياطي حین جدا کردن هیزم، سنگ بزرگی از کوه رها شد، (به قول محلی ها کوهتر) و با سرعت به سمت چادري از خانواده بومیان و بازدید کنندگانی که در حال استراحت بودند حرکت کرد، و اگر جیغ زدنهای زن شجاع محلی نبود، امکان حادثه ای ناگوار برا بچه های آن خانواده و بازدید کنندگان خصوصا سرپرست گروه ما وجود داشت.
در آن لحظه چهره هراسان کودکان آن خانواده عشایری که غلطیدن سنگ را نظاره گره بودند و کاری نمی توانستند انجام دهند، بسیار ناراحت کننده بود و از تلخترین خاطرات کوهپمایی بود كه در خاطرمان ثبت شد. امیدوارم بازدیدکنندگان به هیچ وجه چنين كارهاي را انجام ندهند. و اگر حسب ضرورت نیاز به هیزم داشتند، از همان خانوارهای بومی درخواست کنند.
مورد مهم ديگري كه در زاگرس به وفور مشاهده مي شود، و شايد بتوان آنرا فاجعه زيست محيطي ناميد، قطع بي رويه ريه هاي زاگرس مي باشد. در طول مسير از ديناران تا آبشار و از آبشار تا گزستان، تقريبا 90 درصد درختان بلوط قطع شده بودند، و اگر رويش جوانه هاي جديد برخي از آنها نبود، بطور يقين هيچ درخت بلوطي تا الان نبود. آتش سوزيهاي چند سال اخير، آفت و قطع بي رويه درختان، نفس هاي زاگرس را به شماره انداخته و اقدامي جدي در اين خصوص صورت نمي پذيرد. در اين منطقه از چوب درختان بلوط علاوه بر استفاده به عنوان سوخت يا توليد زغال براي تمام حصارها از جمله حصار گوسفندان، مزارع ، منازل و.....استفاده مي شود. شايد بدليل محروميت منطقه و ناچاري ساكنين آنرا توجيه پذير بدانند. ولي با تفكر به فاجعه نابودي درختان بلوط هيچ توجيهي نمي توان متصور شد. البته مقصرين اين موضوع را نمي توان اهالي منطقه دانست، كه اگر دولتمردان فكري جهت برطرف كردن نيازهاي متاثر از موضوع مردم منطقه نمايند، و جلوي قاچاق زغال توسط افراد خارج از منطقه گرفته شود، مشكل حل شدني خواهد بود. و گرنه سرطاني كه ريه هاي زاگرس را فرا گرفته است، آن را نابود خواهد ساخت. همچنين در طول مسير با توجه بكر بودن منطقه انتظار بيشتري جهت شنيدن صداهاي حيات جانوري از جمله پرندگاني مثل كبك يا ديدن ساير حيات وحش زاگرس داشتيم. كه متاسفانه سكوت مسير تعجب برانگيز بود. البته به مانند بقيه مناطق پوكه هايي از سلاح هاي شكاري در منطقه قابل رويت بود. كه حدس احتمال شكار غيرمجاز در اين مناطق را به ذهن متبادر مي نمود.
عدم ثبت و هیچ گونه تابلو شناسایی گلايه اي مي باشد كه مي توان به میراث فرهنگی در محل پله های دژپارت و نوشته كنده كاري شده آن دانست.
اين اثر تاريخي به تعبيري 6000 ساله به همراه نوشته اي حجاري شده در دل صخره، ومعروف به پلكان اشكاني، به منظور دسترسي به پل خدا آفرين(آفريد) در ايل راه دژپارت يا جاده ابريشم كوچك، با ظرافت و معماري زيبا، طرحي بسيار خاص و ايمن در دل صخره اي زيبا و غير قابل عبور ايجاد شده است.
دژپارت(دزپارت،دسپارت) جاده اي است كه در سخت ترين تنگه ها و دره هاي زاگرس، با نام جاده ابريشم كوچك كه در عصر باستان، دوران مختلف تاريخي و حتي دوران معاصر در فلات مركزي و زاگرس كاربردهاي مختلف مثل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و نظامي داشته است. در يك دوره از تاريخ اين مسير به عنوان جاده بازرگاني يا جاده ابريشم كوچك شناخته مي شد. در دوران قاجار براي عبور و مرور كالا از آن استفاده شده است. جاده دژپارت را مي توان از انشعابات جاده ابريشم دانست كه هند را به سيستان و كرمان و يزد و اصفهان و ايذه و اهواز و سپس به بغداد و اروپا وصل مي كند.
جاده دژپارت به پنهانترين جاده كوههاي ايران معروف است، و پيشينه آن به دوران هخامنشي بر مي گردد.
دژپارت از گذشته تاكنون به عنوان ايل راه براي كوچ ايل و قبايل، عمدتا بختياري مورد استفاده قرار مي گرفته است.
و در اين بخش، مشتمل بر دو مسير مي باشد. بخش اول آن كه جنوب(اهواز) را از طريق مسير ايذه، بلوط بلند و...به چهار محال و بختياري و سپس فلات مركزي ايران( اصفهان) متصل مي نمايد. و بخش دوم آن از طريق بازفت و همين پلكان و پل خدآفرين مورد بازديد ما، اين ارتباط جاده اي را برقرار مي نمايد.
گزارش بازديد
بهترين زمان بازديد اواسط ارديبهشت ماه مي باشد. حتي اواخر ارديبهشت ماه تقريبا اقليم گرمسيري خودش را نشان مي دهد و گرماي هوا، خشك شدن پوشش گياهي سبزه و گل و ... را شاهد خواهيد بود.
سه مسير جهت رسيدن به آبشار زرده ليمه وجود دارد.
الف-مسير بازفت تا روستاي سه جوي - بر اساس اطلاعات اخذ شده از بازفت بايد حدودا 2 ساعت با نيسان يا وسيله مناسب جاده كوهستاني و خاكي، طي شود تا به روستاي سه جوي رسيد، و سپس حدودا 7 كيلومتر (شيب مثبت حدود 2 كيلومتر و منفي حدود 2/3 كيلومتر) و طي مدت زماني حدودا بين 5-6 ساعت پياده روي كرد تا به جره رسيد، و سپس با عبور از رودخانه بازفت بوسيله جره به آبشار رسيد. اين مسير به نظر راحت ترين مسير بازديد آبشار مي باشد. و سختي خاصي از نظر صعب العبور بودن وجود ندارد. در صورتي كه قصد بازگشت در همانروز را داريد بايستي زمان برگشت را با توجه به توان گروه با وسيله نقليه در روستاي سه جوي هماهنگ نماييد. توصيه به شب ماني در طبيعت مي شود.
ب- بازفت-مورز-گزستان - از گزستان مسير پياده روي شروع مي شود و پس از عبور از راهي كم عرض در دامنه اي به موازات رودخانه كه شيب آن به رودخانه بازفت مي رسد، و بي احتياطي سقوطي چند صد متري را در پي خواهد داشت و ديدن پل خدا آفرين وپلكان دژپارت با طي كردن مسيري حدودا 16 كيلومتري كه حدود بين 6 تا 7 كيلومتر آن با شيب مثبت (نزديك پل خدا آفرين و سپس از بادام شيرين تا گردنه مشرف به آبشار) و صرف زماني بين 7 تا 8 ساعت به جره و سپس با عبور از رودخانه بازفت بوسيله جره به آبشار خواهيد رسيد. مسير در دو محل ابتدا بعد از گزستان و دامنه قبل از پل خدا آفرين كه توضيح داده شد و محل ديگر در دو نقطه از پلكان دژپارت كه به مرور زمان تخريب شده اند و همچنين بدليل لغزندگي پلكان در اثر فرسايش، سخت گذر خواهد بود و احتياط زيادي را مي طلبد. اين مسير با توجه به شرايط آن توان زيادي را خواهد گرفت و حداقل بايستي سه ليتر آب همراه داشته باشيد. گرچه يكي دو چشمه در طول مسير وجود دارند، ليكن اين چشمه ها احتمالا فقط در ارديبهشت ماه، آب داشته باشند. و بهتر است كه حتما 3 ليتر آب همراه داشته باسيد و دل به چشمه ها نبنديد. در صورت تردد از اين مسير حداقل يك شب را بايد در دل طبيعت سپري كنيد. در بيشتر مسير آنتن دهي وجود ندارد يا ضعيف است.
ج- رستم آباد (واقع در استان چهارمحال و بختياري 40 كيلومتري شهركرد، نزديك روستاهاي دشتك و كاج)- ديناران-لشتر- تعاوني عشايري( 35 كيلومتر آسفالته تا روستاي لشتر گورويي و 6 كيلومتر خاكي تا تعاوني عشايري). از تعاوني عشايري بايستي كوله ها را برپشت گذاشت و پياده مسير را رفت. اين مسير، مسيري 14.5 كيلومتري با كاهش ارتفاعي در حدود 1200 متر( از 2600 به 1400 متر) مي باشد. و 8 ساعت بايستي پياده روي و كوهنوردي نمود تا به آبشار رسيد. در اين مسير نيازي به عبور از رودخانه بازفت و استفاده از جره نيست. حدودا 3 كيلومتر ابتدايي مسير شيبي مثبت و بقيه مسير كلا شيب منفي مي شود و بدليل طولاني بودن مسير، گرمي هوا، يكي دو نقطه كمي سخت گذر و صخره اي ، توان و آمادگي جسماني بالايي را مي طلبد. حداقل سه ليتر آب همراه داشته باشيد. برگشت از اين مسير متوسط بين 9 الي 10 ساعت زمان نياز خواهد داشت. حتما حداقل سه ليتر آب همراه داشته باشيد. چشمه اي در مسير نيست. درصورت تردد از اين مسير حداقل يك شب ماني در طبيعت گريز ناپذير خواهد بود. در بيشتر مسير آنتن دهي وجود ندارد يا ضعيف است.
گروه كوهنوردي نفت مسجدسليمان روز چهارشنبه مورخ 1401/02/21 ساعت 15:30 با يكدستگاه ميني بوس هيونداي از مسجدسليمان به سمت بازفت حركت و ساعت 9 شب به روستاي افسر آباد دو آب صمصامي رسيد. ساعت 4:30 صبح روز پنج شنبه 1401/2/22 صبح از افسرآباد حركت و ساعت 6 صبح پس از عبور از دشتك، رستم آباد و روستاهاي مسير جاده ديناران از جمله چشمه سليمان و....به روستاي لشتر رسيد. از رستم آباد تا روستاي لشتر كه جاده بصورت آسفالته مي باشد حدود 35 كيلومتر و از روستاي لشتر تا تعاوني عشايري (محل پياده شدن) حدود 6 كيلومتر مسير خاكي بايد طي شود. راننده ميني بوس ابتدا قصد داشت ما را در روستاي لشتر پياده كند و بقيه مسير خاكي را طي نكند. كه با كمي گفتگو حل شد، و دست آخر نيز ما را حدود 2/5 كيلومتر مانده به تعاوني عشايري پياده نمود. در حالي كه تمام خودروها حداقل تا تعاوني عشايري كه مسير خاكي و مناسبي است و حتي تا منزل عشايري اول ادامه مي دهند. اين موضوع كمي مارا از برنامه تعيين شده عقب انداخت. حدود ساعت 7 صبح به تعاوني عشايري رسيديم. و پس از طي مسيري ابتدا با شيب مثبت و سپس با شيب منفي با عبور از منطقه اي عشاير نشين با اقليمي گرمسيري و هواي گرم و پوشش گياهي عمدتا گون و طي مسيري حدودا 6 كيلومتري به شيبي تند و صخره اي رسيديم. اينجا را تا حدود يك كيلومتر بعد بايد احتياط بيشتري در برداشتن گامها داشت. از اينجا به بعد منطقه شكل كوهستاني به خودش مي گيرد و مشاهده درختان عمدتا بلوط و كمي آنطرفتر صداي خروش رودخانه بازفت در ته دره كه هنوز قابل ديدن نيست، منطقه اي را كه تا اينجاي مسير كاملا گرمسيري به نظر مي رسيد و جز تكه كوچك برفي كه در ابتداي مسير در حال ذوب شدن بود، جذابيتي از نظر سرسبزي و...براي گروه نداشت، جذابتر و حال و هواي گروه را با نشاط تر مي نمايد. كيلومتر حدود 8 بالاخره ريشه رود خروشان كارون، رودخانه بازفت رخ مي نمايد. كمي آب آن نسبت به سالهاي گذشته در اين فصل سال خصوصا بدليل برداشت آب از ديگر سرشاخه هاي كارون نگران كننده است. در كيلومتر حدود 8 بالاخره آنچه را كه دنبالش بوديم از دور مي بينيم و با ديدن آبشار خستگي مسير از تنمان خارج و با روحيه بيشتر مسير را ادامه مي دهيم. نهايتا ساعت 14/30 و پس از طي مسيري حدودا 14/50 كيلومتري و 8 ساعته به بالاي آبشار مي رسيم. كه همه چيز را با هم داشت. چشمه اي خروشان از دل كوه، درختان كهنسال چنار و گردو آب و هوايي خنك، رودخانه و آبشاري عريض و طويل رنج سفر را ازياد مي برد و لذت و نشاط بي وصف مي داد.
حدود ساعت 6 عصر با ديدن عده اي از گردشگران كه قصد ترك آبشار را داشتند، گروه ما درصدد ترك آبشار است و پس از كمي مشورت منصرف مي شود و شب را در بالاي آبشار مي ماند. با توجه به اينكه قصد ما ديدن پل خدا آفرين و پلكان باستاني دژپارت بود، تصمصم درستي بود. و روز بعد و طي مسير تا گزستان بيشتر متوجه آن شديم. احتمالا محدود گروههاي ديگر به قصد شب ماني در آنطرف رودخانه آبشار را ترك مي نمودند. در غير اينصورت ادامه مسيرشان را در شب كه منطقي به نظر نمي رسيد طي مي نمودند.
صبح روز جمعه 1401/2/23 ساعت 6:30 از بالاي آبشار حركت و ساعت 7 صبح بوسيله جره از رودخانه بازفت رد شديم . با پشت سر گذاشتن سربالايي حدودا 2/5 كيلومتري ابتداي مسير و سپس سراشيبي حدود 2/5 كيلومتري حوالي ساعت 10:30 صبح با گذشتن از رودخانه كوچك بادام شيرين كه چشمه اي نيز در جوار آن وجود دارد و رودخانه كوچك گاوشير به قبرستان قديمي رسيديم. از اينجا مي توان به سمت روستاي سه جوي كه حدودا 2 الي 3 كيلومتر مسافت دارد، و بين 2 الي 3 ساعت زمان نياز دارد، رفت و از آنجا با نيساني كه بايد از قبل هماهنگ شده باشد، با طي مسيري خاكي و 2 ساعته به بازفت رسيد.يا اينكه از مسير پل خدا آفرين و ايل راه باستاني دژپارت به سمت گزستان حركت كنيد.
گروه ما با تصميم سرپرست گروه مسير گزستان را انتخاب نمود. و پس از طي مسيري حدود يك كيلومتري با شيب مثبت به چشمه دوم رسيد. سپس با طي مسيري حدود 4 كيلومتر كه عمدتا هموار و صاف بود و با عبور از ميان جنگلي عمدتا از درخت بلوط به سراشيبي جاده دژپارت و پل خداآفرين رسيد، اين قسمت از مسير خصوصا پلكان دژپارت را بايد بسيار با دقت و در صورت لزوم بصورت نشسته و بدون عجله با خونسردي كامل طي كرد تا خداي نكرده بدليل لغزندگي پلكان و دو مورد ريزش سنگ چينهاي بعد از پلكان دچار حادثه نشد.
گروه ما راس ساعت 14:30 و طي مسيري حدودا 10/5 كيلومتري به پل خدا آفرين كه بدليل عرض كم و صخره اي رودخانه با ريزش سنگهاي بزرگ ايجاد شده است، رسيد. سپس با عبور از دامنه شيب دار كنار رودخانه كه بدليل شيب تند و كم بودن عرض پايكوب بايد با احتياط عبور كرد، ساعت 16 عصر سرجمع با طي مسافتي حدود 16 كيلومتر و سفري حدود 9 ساعته از آبشار به روستاي گزستان رسيد، از آنجا به مورز(mavarz ) و سپس به مسجدسليمان رسيد. و اين چنين سفر دوروزه ما با 31 كيلومتر پياده روي 17 ساعته و شب ماني در بالاي آبشار، به پايان رسيد.
نكات مهم:
الف-بهتريتن زمان بازديد نيمه اول ارديبهشت مي باشد.
ب: از سمت ديناران: منطقه اقليمي گرمسيري دارد، و مسير طولاني و با شيب هاي بعضا تند مي باشد، و بايد آمادگي بدني لازم را داشته باشيد. ضمن همراه داشتن خوراكيهاي مقوي و مناسب اين سفر، بدليل عدم وجود چشمه در مسير همراه داشتن حداقل 3 ليتر آب الزامي است. آنتن دهي فقط در بعضي از نقاط و بصورت ضعيف وجود دارد. هر چند كودكان عشاير در مسير شايد شيطنتهاي بچگي را بروز دهند، ليكن به عقايد و آداب عشاير در طول مسير بايد احترام گذاشت. حضور راهنماي محلي الزامي است. از گروه به هيچ وجه زياد دور نشويد.
ب: مسير گزستان: ضمن رعايت نكات ذكر شده در مسير ديناران، هر چند در اين مسير دو چشمه در ارديبهشت فاصله اي بين 4 الي 6 كيلومتري از آبشار وجود دارد، ليكن به آنها دل نبنديد و در ابتداي مسير حتما حداقل سه ليتر آب همراه داشته باشيد . در پلكان دژپارت با خونسردي و احتياط حركت كنيد.
ج: آبشار: در محل آبشار به هيچ وجه جهت تهيه هيزم يا مواردي از اين قبيل به دامنه بالا نرويد، كه احتمال افتادن سنگ و ايجاد حادثه براي ساير گردشگران و اهالي منطقه بسيار زياد است.حتي الامكان شب ها رعايت شود و با ايجاد سر و صدا يا حركات ناخوشايند، آرامش را از ساير گردشگران در شب ماني نگيريد.
سرويس بهداشتي وجود ندارد. در بالاي آبشار در محل ايجاد كمپ، پرتگاهي حدودا 50 متري به سمت رودخانه بازفت وجود دارد، كه در صورت نزديك شدن به آن به طور ناگهاني با آن روبرو خواهيد شد. و هيچ حفاظ و هشداري وجود ندارد كه بايستي بسيار احتياط نمود.
در اين صعود، آقايان يوسف باقري، رضا نوذري(سرپرست گروه)، علي شيرواني، هرمز عباسي، مهرداد آقابيگي، ظهراب رستمي، ابراهيم محمدي، حميد عسكري، ارسطو داراب پور، محمد باقر عليجاني، حسين قنبري، فرج قنبري، علي نجفي فرد، روح الله خسروي، مهدي شريفي(تداركات) و آقاي سيروس احمدي با شماره همراه 09140204985 به عنوان راهنماي محلي حضور داشتند.
با پيگيريهايي كه توسط مسولين گروه كوهنوردي شد، متاسفانه از سال گذشته اداره ورزش نفت اعلام نمودند، وزير نفت آقاي زنگنه بخشنامه اي را ابلاغ كردند، كه به كليه ورزشهاي همگاني از جمله كوهنوردي بودجه اي تعلق نمي گيرد، و هيچگونه امكانات و حمايتي انجام نمي شود. و اين بود كه گروه كوهنوردي فعال و توانمند نفت مسجدسليمان را تعطيل كردند و صعودي صورت نپذيرفت.
در حاليكه براي تيمهايي كه،نه تنها نفر نفتي بلكه به ندرت خوزستاني در آنها وجود دارد،به بهانه هاي مختلف هزينه هاي ميلياردي ميشود،براي كوهنوردي كه اين همه افتخارات داشت و گروه آن متشكل از كارمندان نفت و بعضا شهرستان بود، بودجه و امكانات به بهانه هاي مختلف قطع شد.
ادعاي ورزش و ورزش دوستي مي شود، از طرف ديگر مانع تراشي ميكنند.
اين موضوع كه در روحيه كاركنان ورزشكار كوهنورد اعم از پيشكسوت و جوان اثر بسيار منفي گذاشت، و اين ورزش موفق را رو به نابودي هدايت كرد، دليلي جز بخشنامه هاي غير كارشناسي ، عدم توجه به ايجاد راه حل و استقبال مسولين ورزش از بخشنامه ها، نداشت.
به طوري كه اتاق كوهنوردي و سوابق صعودها و امكاناتي را كه سالها براي تهيه آنها تلاش شده بود، امور ورزش يك شبه به سمت نابودي برد، و انگار از خدا خواسته بود بخشنامه صادر شود، تا او هم خودش بندهايي به آن اضافه نمايد.
اميدوارم وزير جديد نفت كه از بدنه نفت مي باشد، نگاه ويژه اي به ورزش همگاني، خصوصا ورزش كوهنوردي و از همه مهمتر كوهنوردي نفت مسجدسليمان در نقطه اي محروم از ايران كه افتخار صعود به كليه قلل مرتفع ايران را داشته است،مبذول فرمايند.
كوهنوردان نفت مسجدسليمان
+ نوشته شده در شنبه بیستم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 12:53 توسط مهرداد
|
برداشتي كه از بخشنامه عدم تخصيص بودجه و ممنوعيت هزينه كرد در ورزشهاي همگاني در سال 99 شد، اين طور عنوان گرديد كه شامل كوهنوردي نيز مي باشد و هزينه اي براي آن اختصاص داده نمي شود. پس از محدود كردن گروه طي دو سال گذشته از نظر ساختار گروه و عدم تعيين سرپرست به صورت رسمي و بر اساس روند انتخابي سالهاي گذشته و همچنين حذف اتاق بخش اداري و انبار مخصوص كوهنوردي، و انتقال وسايل و تجهيزاتي كه طي اين چند سال با تلاش بسيار تهيه شده بود به محلهاي غير اختصاصي كوهنوردي، نهايتا بخشنامه اخير، گروه كوهنوردي نفت مسجدسليمان با بيش از پانزده سال سابقه فعاليت و صعود به تمام قلل مرتفع كشور را در حالتي بحراني و احتمال اعلام پايان فعاليت قرار داد، كه تمام اين اتفاقات نمي توانست عملكرد خوبي باشد. انشاالله كه اين مشكلات حل شوند. گاهي اوقات مي شود كارهايي انجام داد و تدابيري انديشيد، اگر..............
بگذريم....
از آنجاييكه تلاشها براي تامين نيازهاي صعود عملي نشد، جهت ادامه راه و حفظ آمادگي با توجه به شرايط كرونا تصميم بر آن شد، صعودي داخل استان با تلاش اعضاي گروه برنامه شود. در اين خصوص كوه كمراو (كمرآب) (kamarav ) زاگرس مد نظر قرار گرفت. اين كوه با ارتفاعي حدود 1214 متر مانند بام خوزستان "كينو" در شهرستان انديكا، و در شمال شرقي استان واقع است. اين كوه ازسمت راست (شرق) به مخزن سد شهيد عباسپور مشرف مي باشد، درختان بلوط و بادام و بنه و....بعضا صداي دلنشين كبكها همراه جاذبه ايجاد شده توسط سد، زيبايي دل انگيزي را در هوايي زمستاني به رخ مي كشيد. نكته قابل تامل مثل هميشه تعدد زياد درختان خشكيده و بر زمين افتاده بود، كه از دلايل آن مي توان به آفت، آتش سوزي و بيشترعامل انساني جهت تهيه سوخت و ذغال اشاره نمود. و مثل بقيه نواحي زاگرس اگر تدبيري انديشيده نشود، طي چند سال آينده درختي باقي نخواهد ماند. بر اساس اطلاعات راهنما در نيمه هاي اين كوه سه چاهك وجود دارد كه در داخل آنها آب جريان دارد، و نام اين كوه هم برگرفته از همين موضوع مي باشد. در ارتفاع حدود 1100 متري اين كوه زميني مسطح و طولاني وجود دارد، كه آثاري از كشاورزي در آن وجود داشت، و مطابق گفته هاي راهنما در گذشته محل كشاورزي بوده است. از بالا و در فاصله اي حدود 20 كيلومتري به سمت جنوب، و در نزديكي جاده انديكا - ايذه جوي هاي كوچكي از مشتقات نفتي نمايان بود. كه آن منطقه را به همين دليل دره قيلا(دره قيرها) مي نامند. ساكنين اين منطقه بختياري مي باشند. با وجود سد و نيروگاه عظيم شهيد عباسپور شهرستان انديكا يكي ازشهرستانهاي محروم از نظر امكانات مي باشد.
"گزارش صعود"
با تلاش هاي سرپرست گروه سفر ساعت 7 صبح روز پنجشنبه مورخ 99/11/09 از مسجدسليمان آغاز و پس از طي مسافتي حدودا 60 كيلومتري و با عبور از شهر قلعه خواجه و ورود به مسير سد شهيد عباسپور حدود ساعت 8 صبح به سد شهيد عباسپور رسيديم. مطابق هماهنگي قبلي قرار بود، با عبور از محوطه و تاج سد، صعود را آغاز كنيم كه علي رغم هماهنگي قبلي متاسفانه با بي مهري مسولين سد مجوز عبور داده نشد، و پس از 20 دقيقه معطلي نهايتا در امتداد مسير انديكا- ايذه، با عبور از پل هامون و طي حدود 500 متر فرعي به سمت چپ، ساعت 8:40 پياده شديم و پس از صرف صبحانه، ساعت 9:30 با راهنمايي راهنماي مطلع، توانمند و با معرفت، آقاي باقري صعود را آغاز كرديم. ساعت 12:30 و پس از طي حدود 5.5 كيلومتر و عبور از مناظر زيبا، و مشاهده ي شكوفه درختان بادام، بلوط و سرسبزي و هواي لطيف به قله 1214 متري كمراو رسيديم. از آن بالا زيبايي درياچه و تاج سد و جزاير ايجاد شده بيشتر نمايان بود. ساعت 13:40 از قله به سمت پايين حركت كرديم و ساعت 15:50 و پس از طي حدود 11 كيلومتر رفت و برگشت، به پايين رسديم. پس ازصرف نهار ساعت 17 به سمت مسجدسليمان حركت و حدود ساعت 18:30 مسجدسليمان بوديم.
در تمام طول مسير آنتن دهي مناسب بود. چشمه اي در مسير نبود، آب لازم حداقل يك بطري 1.5 ليتري در فصل خنك سال نياز است. بهترين زمانهاي بازديد زمستان تا آخر فرورد ين مي باشد.
"مسير صعود در سايت W.L ثبت شده و از طريق متن زير مي توانيد دسترسي داشته باشيد."
در حالي كه بيماري كرونا همچنان مي تاخت و گرفتاري ديگري را براي مردم ايجاد كرده بود. و كوهنوردي هم از آن بي نصيب نبود، و مجاب كردن خصوصا منتقدان غیر منصفی که خود توان صعود و يا حداقل همراهي را ندارند، و صعودهاي قبلي حتي صعود به دماوند را نيز به خوشگذراني و.....تعبير نموده بودند، براي صعود و در اين شرايط بسيار سخت بود، با تلاش سرپرست گروه و همكاري مديرعامل، مدير مالي و مدير منابع انساني تصميم گرفته شد صعودي برگزار شود. سرپرست گروه، نازي را پيشنهاد داد و مصر به انجام آن بود.
بالاخره در تاريخ 99/7/2 ساعت 14 با اطمينان از اينكه مسولين گروه اطلاعات لازم برای صعود را دارند، حركت از مسجدسليمان به سمت بازفت انجام شد. و پس ازعبور از تاراز و... ساعت 20 به محل اسكان كه خانه اي در روستاي ميان دهان سفلي در نزديكي حسين آباد بود رسيديم.
راهنماي انتخاب شده، توضيحاتي را ارايه نمود. و راس ساعت 6 صبح روز بعد با دو دستگاه ميني بوس حركت به سمت روستاي مورز (mavarz) آغاز شد. حدود نيم ساعت بعد پياده شديم و از كنار رودخانه زيباي مورز و باغهاي گردوي آن كه در آن صبح دل انگيز مانند دارويي شفابخش روح و روان را آرامش مي بخشيد، و اشتياق صعود، آن را چند برابر مي نمود، عبور كرديم. پس از حدود 4 ساعت كوهپيمائي به بالاي تپه اي مشرف به محل چشمه نمك رسيديم. در آنجا راهنمائي كه فكر مي شد از قبل براي صعود به قله انتخاب شده بود، در كمال ناباوري گفت كه از همين جا بر ميگرديم. من كار و زندگي دارم و نمي توانم بيش از اين همراهي كنم. بحث ها بالا گرفت، و آرامش قبلي جايش با اعصاب خوردي چند برابري عوض شد. با همراهی سرپرست گروه تصميم گرفته شد خودمان صعود كنيم. مسير را از راهنما پرسيديم، با عصايش مسيري را نشان داد و گفت از همانجا برويد. و خودش و تعدادي ديگر از همراهان برگشتند. ما ادامه داديم، متاسفانه اين راهنما يا راه را بلد نبود يا اينكه با وجود اطمینان به ایشان به عمد ما را به دردسر انداخت. و در حالي كه مسير بسيار راحت و مالروئي وجود داشت، ما را به محلي كه اصلا راه نبود و كلا صخره سخت گذر بود راهنمائي كرد. بالاخره بعد از تلاشهاي بسيار از مسير بسيار مشكل و صخره اي كه فكر كنم اولين بار بود كه كوهنوردي، آنرا طي مي نمود و برخورد با گراز وحشي كه نزديك بود يكي از همنوردان را آسيب رساند، ساعت 13 به بالاي قله آن منطقه رسيديم. وقتي به بالاي قله رسيديم ارتفاع نزديك به 3000 متر بود. تازه آنجا متوجه شديم كه اينجا اصلا قله نازي نيست. چرا که قله نازي بالاي چهار هزار متر ارتفاع دارد. جالبتر اينكه از بالاي قله مسير مالرو كاملا مشخص بود و در برگشت از آن مسير برگشتيم.از مسیر مالرو به سمت پائین حرکت کردیم و در حالی که در طول مسیر یکی از دوستان همنورد توانمند با گفتن خاطرات و سرودن شعرهای صیادی خستگی مسیر را از یادمان برده بود. حدود ساعت 5 عصر به پائين قله در نزديكي شيلات رسيديم و پس از دو ساعت با راننده محترمي كه بسيار با آرامش حركت مي كرد، به محل اسكان رسيديم. قصد نداشتم در اين خصوص گزارشي بنويسم. و حتي مسير را نيز در سايتها ثبت نكردم. ولي با توجه به اينكه هميشه نبايد فقط مثبتها ثبت شوند و شايد تجربه اي باشد، و بماند يادگار، مطلب را در وبلاگ درج كردم.
موارد زير حائز اهميت مي باشد.
در حالي كه گروه تمام كوههاي مرتفع ايران را با اطلاع كامل و برنامه ريزي طي كرده بود. در اين صعود علي رغم سختي شرايط مهيا شدن براي صعود، بسيار پائينتر از آماتورها عمل شد. بدون كسب اطلاعات اوليه لازم عازم سفر شديم، محلي كه براي اسكان انتخاب شده بود، دور از دسترس محل صعود بود و مسير ماشین رو نامناسبي داشت، و از همه مهمتر راهنماي انتخاب شده كه بعيد مي دانم راهنماي هيئت كوهنوردي استان چ و ب باشد. با مسير آشنائي نداشت. مسوليت پذير نبود. حس همنوردی و همکاری نداشت، و در حالي كه مي گفت من كار دارم، تا زماني كه ما از قله برگشتيم و حركت كرديم به سمت مسجدسليمان در محل اسکان بود و ظاهرا هيچ كاري نداشت. و مهمتر اينكه ما به قصد صعود به قله نازي رفتيم ولي آنجا اصلا نازي نبود.
هر چند جهت تدارکات صعود زحمات زیادی خصوصا سرپرست گروه متحمل شد. ولی به دلایل گفته شده زحمات دیده نشد. و اين صعود كلا نمره منفي گرفت. و یکی از بي نظم ترين صعودهایی بود كه از ابتدا تاكنون گروه تجربه كرده بود. "و نهایتا عملكرد مسولين گروه كوهنوردي و بخش کوهنوردی امور ورزش را در بخش برنامه ریزی صعود می توان ضعيف ارزيابي نمود."
شرکت کنندگان در صعود:آقایان: یوسف باقری-مهرداد آقابیگی-رضانوذری(م)-علی شیروانی-هرمز عباسی-ابراهیم محمدی-ارسطو دارابپور-آرش سلطانی-حمید عسکری-شاهرخ قیاسی(م)-ظهراب رستمي-حسن میرنام-عسگر عالیوند-حسین قنبری-فرج قنبری-محمدباقر علیجانی-نعمت الله رضایی-احمد رستمی -علی نجفی-مجید صالحی-يوسف تبار-مهدی شریفی(م.تدارکات)- حسین پور(ر)
براي آنان كه طبيعت را درك و زيبائي آن را با تمام وجود لمس كرده اند، با هر بازديدي بيشتر جذب آن شده و عطششان براي ديدن مناظر زيباي خالق يكتا بيشتر مي شود. آن را قسمتي از وجود خود مي دانند. دوري از آن برايشان غير ممكن مي شود. و در اين راه حاضرند تمام سختي ها را به جان بخرند. و شايد دليلش اين شعر زيباي بابا طاهر باشد...
به صحرا بنگرم صحرا ته وينم.....
گروه كوهنوردي نفت مسجدسليمان نيز از اين قاعده مستثني نبوده و پس از چندماهي دوري از برنامه هاي كوهنوردي بدليل ويروس كرونا، بي صبرانه منتظر حضور بر فراز قله هاي زيبا و استوار و مشاهده عظمت خلق پروردگار بود.
پس از مشورت اعضاء سفر به منطقه سبزه كوه و بازديد از آبشار معروف كر و دي كن مورد موافقت قرار گرفت. اطلاعات بدست آمده از محل، مسيري سنگين، پرخطر و شرايطي سخت را تداعي مي نمود. كه بدليل فاصله چندين ماهه از كوهنوردي و عدم آمادگي لازم بدني، نگراني هاي اعضا بيشتر و دچار ترديد شدند.
نهايتا با نگراني و اميد، شوق بازديد از آبشارها و منطقه زيباي سبزه كوه و چند ماه دوري از طبيعت، بر ترديدها چربيد و تصميم قطعي جهت بازديد گرفته شد. خوشبختانه بر خلاف برنامه هاي قبلي در كمال خوش شانسي و در عرض كمتر از يك هفته ساز و كار سفر جور شد. گویي طبيعت هم دلش براي ما تنگ شده بود، و خواستار اين سفر بود. در حالي كه با توجه به شرايط خوشبينانه ترين فرد گروه هم فكر نمي كرد كه اين برنامه عملي شود.
شرح منطقه
منطقه حفاظت شده سبزه كوه كه در سال 1370 به اين نام حفاظتي مزين شد. با طول جغرافيائي04 و 50 تا 09 و51 و عرض جغرافيائي 27 و 31 تا 54 و 31در 150 كيلومتر مركز استان چهار محال و بختياري و 30 كيلومتري شهر لردگان، روبروي قله استوار كلار و در حوزه شهرستانهاي كيار، بروجن و لردگان قرار گرفته است. بلندترين ارتفاع آن كوه هزار دره با ارتفاع 3870 متر و كمترين ارتفاع آن 1120 متر از سطح دريا مي باشد.
اين شرايط موجب پديدار شدن آبشارهاي متعددي از جمله آبشار معروف تنگ زندان گرديده است.
آب و هواي نيمه مرطوب با تابستانهاي گرم و خشك و زمستان هاي سرد و ارتفاعات سرد و برفگيري دارد.
مهمترين گونه هاي جانوري منطقه كل و بز، پلنگ، خرس قهوه اي، كبك دري، عقاب طلائي و انواع مارها مي باشند. و مهمترين گونه گياهي منطقه ارس،زبان گنجشگ،انواع بادام وحشي، زالزالك، بنه، موسير، بلوط، انواع گون و.....مي باشد.
خوشبختانه در داخل منطقه هيچگونه شهر يا روستائي وجود ندارد، ولي در اطراف منطقه و در حاشيه هاي آن روستاهائي مانند دورك، دره عشق، دره ياس، دره بيد، معدن، وستگان، چهار طاق و...وجود دارند. اخيرا هر باغداري با عنوان باغ اقدام به ساختن خانه هايي در كنار باغات خود نموده است كه منطقه را از حالت بكر خود خارج و بيشتر به روستا و يا حتي شهر شباهت پيدا كرده است. و اين براي آن منطقه بكر خطري جدي محسوب مي شود. از حدود ده - پانزده سال پيش كنار هر چشمه و رد رودي باغي ايجاد كرده اند، و همچنان رو به افزايش است كه آن حالت طبيعي منطقه كاملا رو به نابودي مي رود و اگر فكري نشود، اين منطقه نيز به زودي از حالت زيستگاهي خود براي حيات وحش و گياهي خارج مي شود. در حالي كه ضرورتي نداشت و حتي نياز هم نبود، جاده هاي اين منطقه با احداث پل و....ترميم گرديده اند و زمان اين بازديد جاده وستگان تا سه راهي وستگان-تنگ زندان-ناغان تازه آسفالت شده بود. كه اين خود حضور در منطقه را بيشتر و آسيب به محيط را افزايش مي دهد. چنانچه هر روز شاهد آتش سوزي و نابودی جنگلهاي زاگرس مي باشيم.
عمده عشاير منطقه سبزه كوه عشاير مشايخ، عرب، قشقائي و .... مي باشند.
يكي از شاخه هاي كارون از سبزكوه سرچشمه و پس از عبور از منطقه دهنو ناغان در منطقه دوپلان به رودخانه كوهرنگ مي ريزد. چند سالي است كه احداث تونل در دامنه كلار از سمت چغاخور را دست اجرا دارند تا قسمتي از آب اين رودخانه به دشتهاي سفيد دشت و اصفهان سرازير شود و كارون باز هم كم آب تر. در آنطرف و در منطقه چغاخور با شروع حفر تونل چشمه پر آب آلوقره خشكيد، اعتراضها به اين تصميم غير محيط زيستي اثر نكرد، و در حال حاضر كشاورزان با استفاده از پمپ زمينهايشان را آبياري مي كنند. كه آنهم معظلات خودش را دارد و كفايت نمي كند.
با ادامه حفر تونل احتمال زدن رگ چشمه ها و خشكيده شدن آنها و تبعات زيست محيطي بعدي از جمله چشمه پر آب شيركش(تنگ سياه) وجود دارد.
اميدوارم طرحهاي اينچنيني بدون كشمكش ها با برنامه و كارشناسانه طوري برنامه ريزي شوند كه منفعت همگاني را بدنبال داشته باشند. و با رونق يك منطقه منطقه اي ديگر نابود نشود.
درتقريبا انتهاي سبزكوه به سمت جنوب در بين منطقه اي خشن كوهستاني و صخره ها و ديواره هاي سنگي مرتفع و صاف، تنگ زندان با موقعيت E50584 و N31419 قرار دارد. تنگ زندان مجموعه اي زيبا از كوهستان، آبشار، جريان آب، گياهان خودرو و حيات وحش است. مطابق منابع بيش از 10 آبشار در اين منطقه وجود دارد.
يكي از زيباترين، مرتفع ترين و پرآب ترين آبشارهاي ايران در تنگ زندان قرار دارد. اين آبشار كه معروفترين آبشار تنگ زندان و هدف اصلي سفر ما مي باشد. به آبشار كر و دي كن (ker o di kon) ( به زبان بختياري كر به معناي مه و دي به معناي دود مي باشد) معروف است. بدليل پخش شدن قطرات آب مانند مه و دود در اثر سقوط از ارتفاع زياد، اين نام را بومي ها به آن اختصاص داده اند، ارديبهشت تا تیر بهترين فصل سفر به اين آبشار مي باشد. در بهار طبيعت بسيار زيبا و خطرات آن كمتر است. در ماههاي ديگر سال سرماي شديد، كمبود آب، كوتاه بودن طول روز، خطر ريزش سنگ و ....وجود خواهد داشت.
اين آبشار زيبا رشته كوه هزاردره را از سبزه كوه جدا مي كند. كوه هزار دره با ارتفاع 3870 متر، از شمال به كوه چرو و دشت گندمان و از شمال غرب به سبزه كوه منتهي مي شود. و در دامنه جنوبي آن رودخانه كره بس جاري است،
ديواره هايي كه در زير قله هزار دره قرار گرفته اند، دامنه هاي شرقي تنگ زندان را تشكيل مي دهند.
در منطقه تنگ زندان و مسير دسترسي به آن حتي راه مالرو نيز وجود ندارد، به همين دليل و عدم سكونت انسان از جمله عشاير داراي طبيعتي بسار زيبا و دست نخورده بكر و پر از گونه هاي گياهي و جانوري متنوع مي باشد. البته قبل از تنوره در زمان بازديد اين گروه، تعدادي درخت سوخته شده مشاهده شد. كه راهنما دليل آنرا رعد و برق دانست. ولي به احتمال بسيار زياد دست انسان در كار بوده است.
مسيرهاي دسترسي به آبشارهاي تنگ زندان (كوهنوردي):
1- (مسير گروه ما- مسجدسليمان-ايذه - گندمان-كنرك سفلي-كنرك عليا و مورچگان-وستگان- سه راهي وستگان، سبزه كوه، ناغان(جاده آسفالته)) –(تعاوني عشايري-لال احمر(جاده خاكي)) -پياده روي تا آبشار.(مسير در WIKILOC بارگذاري گرديده است)
2-شهركرد-چغاخور-ناغان-چهارطاق-سه راهي وستگان، سبزه كوه، ناغان- بقيه مسير مثل مورد 1
3- از سمت روستاي معدن كه نياز به عبور از آب و دره نوردي دارد.
گزارش صعود
گروه كوهنوردي نفت مسجدسليمان پس از وقفه چندين ماهه بدليل شيوع ويروس كرونا، با برنامه ريزي هاي لازم، جهت سفر به آبشارهاي تنگ زندان سبزه كوه چهارمحال بختياري در تاريخ 99/4/4 راس ساعت 14 از مسجدسليمان عازم شهر گندمان از توابع شهرستان بروجن شد.
بدليل شيوع ويروس كرونا همگي افراد گروه از ماسك استفاده نموده و از اينكه در طول سفر مجبور به استفاده از ماسك و عدم توقف جهت استراحتي كوتاه مي باشند، سفر را سخت مي نمود، ليكن عبور جاده خصوصا بعد از ايذه از طبيعت بكر و زيباي زاگرس و درختان خصوصا بلوطش خستگي را از تن بدر مي كرد. پس از ايذه و حدود ساعت 18:04 به پل جديد كارون3 رسيديم. ياد پل شالو افتادم (الان در زير درياچه سد كارون3 قرار دارد )كه جزئي از ايل راه دژپارت را تشكيل مي داد و در طول صدها سال محل عبور عشاير و بعد وسايل نقليه بود. قبل از احداث پل شالو مردم مجبور به استفاده از جره بودند كه هر از گاهي خود و احشامشان در عبور از آن دچار حادثه مي شدند. شخص عزيزي مي فرمود كه زمان قديم هنگامي كه عشاير قصد عبور از پل را داشتند، ماموران مخصوصي در آنسوي پل جلو عشاير را مي گرفتند و قرصهاي ضد بيماري را به آنها مي دادند. او مي گفت مردم آنزمان فكر مي كردند اين قرصها مضرند و آنها كه فرصت مي كردند قرصها را از دهان بيرون مي انداختند همچنين گفت كه زماني دزديها زياد شده بود. و عشاير خيلي صدمه ديد. يكي از مامورين هر دزدي را مي گرفت او را با طناب چندين بار از پل شالو آويزان مي كرد تا سر و گردن ايشان با آب رودخانه كه حدود 50 متر پايينتر از عرشه پل بود برخورد نمايد. و با اينكار دزدي خيلي كمتر شده بود.
پس از عبور از مسير بكر زاگرس كه در طول مسير دو سد بزرگ كارون 3 و كارون 4 را در خود جاي داده بود. و بعد از آن شهرهاي در طول مسير، حدود ساعت 10 شب به گندمان رسيديم. شب را در گندمان مانديم و راس ساعت 3:50 روز پنجشنبه مورخ 99/4/5 با يك دستگاه ميني بوس از گندمان در مسير جاده گندمان – خوزستان ، عازم سبزه كوه شديم. حدود دو كيلومتر بعد از گندمان وارد فرعي سمت راست به سمت روستاي وستگان شديم. پس از طي حدود 5 كيلومتر مسير و با عبور از روستاهاي كنرك سفلي-كنرك عليا و مورچگان ساعت 4:15 به روستاي وستگان آخرين روستايي كه در مسير وجود داشت رسيديم. سپس جاده اي را كه مشخص بود تازه آسفالت شده را ادامه داديم . در طول مسير قبل از سه راهي (وستگان-تنگ زندان-سبزه كوه) سمت راست جاده حدودا 13 كيلومتر بعد از وستگان تابلو مناطق حفاظت شده سبزه كوه به چشم مي خورد. حدود ساعت 4:30 و در كيلومتر 31/300 از گندمان(حدود 17 كيلومتر بعد از روستاي وستگان) ، به يك سه راهي مي رسيم كه آنرا سه راهي (وستگان-تنگ زندان- سبزه كوه) در اين گزارش نام مي برم . در اين جا جاده آسفالت تمام ميشود و بايد از جاده خاكي وسط (سمت چپ) ادامه دهيم. از اينجا تا انتهاي مسير(محل پياده شدن از ميني بوس) تقريبا 10/5 كيلومتر مسير داريم. حدود يك كيلومتر بعد ساختماني سنگي به ابعاد سوله اي ورزشي با يك ساختمان كوچك در كنارش در سمت چپ جاده خاكي قابل رويت مي باشد. كه به ساختمان تعاوني عشايري معروف مي باشد. نهايتا با ادامه دادن مسير اصلي راس ساعت 5:27 به منطقه كه راهنماي محلي آنرا لال احمر ناميد واقع در كيلومتر حدود 42 از گندمان رسيديم. از اينجا به بعد مسير را بايد پياده ادامه مي داديم . پس از عبور از دو تپه و در مسيري بدون مشكل به مسيري پاكوب رسيديم در ادامه مسير پاكوب ساعت6:27 و در 2/300 كيلومتري مسير پياده روي به محلي بنام رگ باريگ (ايوان) رسيديم. اين قسمت از مسير كه مسير باريكي مي باشد و در بعضي از قسمتها به عرض يك كفش مي رسد، از يكطرف در لبه پرتگاه مي باشد و از طرف ديگر بدليل ديواره ايواني شكل بالاي آن احتمال برخورد كوله ها با ديواره و سقوط وجود دارد. اين محل را بايد بسيار با احتياط عبور نمود و مواظب ليز خوردن يا برخورد كوله ها با ديواره بود. طول اين تكه از مسير حدود 50 متر مي باشد. پس از عبور از رگ باريگ بايد به سمت راست دره رفت و ادامه داد. در ادامه مسير از شيبي نسبتا تند كه حالت مابين شن اسكي و پاكوب آنرا مشكل ساز نموده است و احتمال ليز خوردن زياد است بايد عبور نمود. راس ساعت 7:27 صبح و پس از حدود 4 كيلومتر پياده روي به چشمه زيبای تاگ و چند درخت كه يكي از آنها درخت كهنسال و بزرگي بود و احتمالا نام چشمه از آن گرفته شده بود رسيديم. پس از صرف صبحانه، اندكي استراحت و برداشت آب سرد و گوارا از چشمه، راس ساعت 8:20 محل را ترك كرديم. لازم به توضيح است از اين چشمه تا چشمه بعدي كه همان تنوره مي باشد و حدود 2 كيلومتر و يك ساعت مسير سخت گذر ، دست به سنگ و شيب و گرماي هوا را در مقابل داريد بايد به اندازه كافي حداقل 1 ليتر آب به همراه داشته باشيد. راس ساعت 8:32 به سنگ مكعبي بزرگي با شكافي در وسط آن كه فاصله چنداني (حدود 300 متر) با چشمه تاك ندارد، رسيديم. با عبور از شيب و صخره سخت گذر(دست به سنگ) در چندين مرتبه راس ساعت 9:30 به سرچشمه آبشار يا تنوره كه گودالي نسبتا بزرگ بود و كل حجم آب آبشار از آنجا سرچشمه مي گرفت رسيديم. در ادامه مسير بايستي از راس غربي بالاي تنوره كه صخره اي با ارتفاع بيش از سه متر بود و بصورت دست به سنگ و با احتياط عبور مي كرديم. پس از عبور از اين صخره و سه محل سخت گذر و مشكل بصورت دست به سنگ نهايتا راس ساعت 10:22 به آبشار اول رسيديم. آبشاري بسيار زيبا با ارتفاعي حدود 50 متر كه صداي غرشش صحبت كردن با همديگر را سخت و قطرات نمناك پراكنده در هوايش سخت خيسمان كرده بود.
با اين وجود آرامش و هيجان وصف ناپذيري را به اعضاء گروه داده بود. و اين قدرت خداوند را مي رساند، در حالي كه صداي غرش وار ريزش آب سكوت را به هم زده بود، ارامش خاصي بر گروه حكمفرما بود.
ساعت 10:37 از آبشار اول خداحافظي و رهسپار آبشاري شديم كه كليپ هاي آن در فضاي مجازي ديدنش را رويا كرده بود.
مجددا پس از عبور از دو مورد دست به سنگ راس ساعت 11:15 به آبشار زيبا، معروف، و بي نظير كر و دي كن رسيديم. آبشاري كه با آن حجم آب آنچنان از ارتفاع حدود 100 متري براي رسيدن به زمين عجله داشت، كه قطرات پخش شده اش در هوا اجازه نزديك شدن به آن را نمي داد. آبشاري بي نظير كه قلم در نوشتن عظمتش ناتوان است و فقط با ديدن مي تواند دركش كند. واقعا حضور در آنجا لذت بخش بود. و خاطره حضور در آن مكان و ديدن زيبائي هاي خالق يكتا مي تواند تا سالها آرامش بخش باشد.
راس ساعت 12:22 علي رغم اينكه دل كندن سخت بود, آبشار دوم را ترك كرديم و ساعت 7:50 به محل سوار شدن به ميني بوس رسيديم.
*كل مسير پياده روي رفت و برگشت طي شده نزديك به 14/5 كيلومتر و مدت زمان رفت و برگشت با احتساب زمانهاي توقف (حدود 4 ساعت) 14 ساعت بود. ازبتدای مسیر (دره) تا آبشار دوم(کر و دی کن) یک کیلومتر کاهش ارتفاع دارد.
ساعت 9:26 گندمان بوديم. ساعت 11 از گندمان حركت و با رسيدن به مسجدسليمان راس ساعت 7:00 روز جمعه مورخ 6/4/ 99 سفر دو روزه گروه پايان يافت.
از گروه كوهنوردي نفت مسجدسليمان در اين سفر آقايان يوسف باقري، رضا نوذري(سرپرست گروه)، شاهرخ قياسي(نماينده امور ورزش)، صفر عالي پور، فرج قنبري، ابراهيم محمدي، محمدباقرعليجاني، ارسطو دارابپور، مهرداد آقابيگي و مهدي شريفي (مسول خدمات) حضور داشتند.
آقايان مهردادمولايی راهنماي محلي(09138748922)، اسماعيل حسيني راهنما( 09010657077 ) و صادق حيدري نيز ما را همراهي و راهنمايي نمودند.
صعود گروه کوهنوردی نفت مسجدسلیمان به کوه زیبای الوند.
بالاخره صعود به الوند انجام شد.
سال 1397 صعود به الوند در برنامه قرار گرفت. همه امکانات حاضر شد. و نفرات جهت اعزام آماده بودند. لیکن یکساعت قبل از صعود ناگهان بدلیل عدم اختصاص خودرو که از قبل هماهنگ شده بود کنسل شد. مجددا صعود به الوند در برنامه گروه کوهنوردی نفت مسجدسلیمان در شهریور سال 98 قرار گرفت. همه امکانات فراهم بود. ناگهان دوباره به همان دلیل قبلی اعزام انجام نشد. اما از طرف مسولین گروه که اینبار هم بر تصمیم خود جدی بودند، مجددا برنامه ریزی شد. پس از پیگیری با دستور و مساعدت جناب ناصری مدیر عامل محترم مقرر شد راس ساعت 8 صبح روز 98/7/10 حرکت به سمت همدان و به قصد صعود به قله 3400 متری الوند انجام شود. در روز موعود همه چیز جهت حرکت برای یک صعود خاطره انگیز دیگرمهیا بود. که ناگهان گروه در شوک قرار گرفت. انگار اعزام به همدان و صعود به الوند طلسم شده بود. اینبار راس ساعت 8 صبح راننده اتوبوس اعلام نمود که نمی تواند بیاید. در حالی که اعضا از این وضعیت نگران و ناراحت بودند. آقایان رضا نوذری و نعمت رضایی پیگیری کردند و با تلاش زیاد اتوبوس دیگری را مهیای صعود کردند. زحمتشان قابل تقدیر است. نهایتا راس ساعت 11 گروه از مسجدسلیمان به سمت همدان حرکت نمود. هر چند از قبل با هیئت کوهنوردی همدان هماهنگ شده بود. و نگرانی آنچنانی جهت تاخیر نبود. ولی تمام برنامه ریزیهای قبلی دستخوش تغییر شد. گروه راس ساعت 22:30 به همدان و خانه کوهنوردی رسید. علی رغم هماهنگی های قبلی جهت اسکان در خانه کوهنورد همدان متاسفانه با بی مهری کامل مسول مرکز مربوطه مواجه و با تکذیب هماهنگی های قبلی همکاری لازم جهت اسکان صورت نپذیرفت و سالنی بسیار نامناسب پیشنهاد شد.
تاخیر قبلی در تامین اتوبوس از یکطرف و عدم همکاری لازم خانه کوهنورد از طرف دیگر، تامین محل اسکان و ماحیتاج صعود را مشکل تر نمود.
طی تماس آقای نوذری، و متعاقب حضور آقای یوسفی از همکاران عزیز ساکن همدان و همکاری صمیمانه ایشان که جای بسیار تقدیر دارد، و طی دو روز زحمات بسیاری را متحمل شدند. ساعت 1 شب محل اسکان مشخص شد. گروه شب را ساکن و راس ساعت 5 صبح روز پنج شنبه مورخ 98/7/11 به سمت محل صعود(گنج نامه) حرکت کرد. راس ساعت حدود 7 صبح با راهنمایی راهنمای محلی جناب علیزاده صعود به سمت قله الوند آغاز شد. پس از عبور از مسیری مشخص حدود ساعت 9 صبح در ارتفاع حدود 2700 به جانپناه رسید. و پس از صرف صبحانه به سمت قله حرکت نمود. حدود ساعت 11:30 به قله رسید. و پس از گرفتن عکسی به یادگار حدود ساعت 12:30 قله را ترک و ساعت حدود 15 به پایین کوه رسید. ساعت 20 محل اسکان را ترک و حدود ساعت 5 صبح جمعه مورخ 98/7/12 به مسجدسلیمان رسید.
*در مسیر تا ارتفاع حدود 3000 متری چشمه و آب وجود دارد. و همراه داشتن دو بطری کوچک آب معدنی برای صعود کافی به نظر می رسد. *در بیشتر مسیر آنتن دهی مناسب بود. در جانپناه تقریبا امکانات خوبی از جمله مواد غذایی وجود دارد.
*جز در فاصله حدود 50 متری نزدیک قله که صخره های سخت رو وجود دارد و به دلیل صعب الاعبور و لیز بودن صخره ها بایستی جانب احتیاط را بیشتر رعایت نمود، بقیه مسیر نسبتا هموار بود.
از چشم اندازهای مسیر می توان به وجود جویبار کوچک و آبشارهای زیبای آن و چشمه ها و سبزه زارها(از 2700 تا 2900)، نمای زیبای شهر همدان، تله کابین و مجموعه تفریحی (گنجنامه) در پایین کوه نام برد. در این صعود که مقدمات آن با پیگیری آقای مرید اسدی به عنوان نماینده گروه و دیگر عزیزان انجام شد. آقایان رضا نوذری(مسول فنی گروه)،نعمت رضایی(مسول کوهنوردی امور ورزش).موسوی(راهنما). علیزاده(راهنمای محلی). حسین حاجی پور(پزشکیار).ابراهیم شریفی(تدارکات).صحنعلی زمانپور.نورعلی ورناصری.عبدالخالق خدری.علی شیروانی. اسمعیل علیرضایی.ارسطو داراب پور.عباس حسینی.محمدباقر علیجانی.صفر عالی پور. فرج قنبری.علی نجفی فرد.رشید امانی.احمد رستمی. عسکر عالیوند.حسینعلی طهماسبی و مهرداد آقابیگی حضور داشتند.
صعود گروه کوهنوردی نفت مسجدسلیمان به قله 3837 متری کلار و گزارشی متفاوت
صعود به کلار که به همت شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان برگزار شد و جای تشکر دارد، با کسب اجازه فرصت مغتنمی شد تا خلاصه ای بسیار مختصر از منطقه نیز ارایه شود.
زاگرس و بختیاری عجین شده اند. بختیاری بدون زاگرس و زاگرس بدون بختیاری بی مفهوم است.در این میان کلار یکی از کوههای پر آوازه بختیاری و زاگرس مانند الماسی درخشان و روسفید در دشت چغاخور آقایی و خود نمایی می کند.
کمتر شاعر یا خواننده بختیاری را می شود پیدا کرد که شعر یا نغمه ای در مورد این کوه نداشته باشد. کلار علاوه بر زیبایی و عظمت خودش، انچه شاید آنرا منحصر بفرد کرده است گذشته تاریخی، مردمان نجیب، بزرگان خدمتگزار به تاریخ ایران و بختیاری و محل استقرار آن( که مشرف به جنوب غربی دشت چغاخور ) باشد.
چغاخور منطقه ای بسیار زیباست که دور تا دور آنرا کوهستان احاطه کرده است. گویی طبیعت خواسته است با بنای این دژهای محکم این در گرانبها را محافظت نماید. چغاخور از جنوب و غرب به کلار و حیدر بک و از شمال به کوه شاه پرناس محدود می شود. هم مرزی با این کوهها چغاخور را بسیار پرآب و سر سبز کرده است. از دامنه این کوهها، خصوصا کلار حداقل چهل چشمه پر آب به سمت دشت چغاخور سرازیر شده است. که از مهمترین آنها می توان به چشمه تنگ سیاه. چشمه سیبک. چشمه گلوگرد. چشمه سابق آلوقره که متاسفانه به دلیل بی تدبیری در حفر تونل جهت انتقال آب سبزه کوه این چشمه زیبا و پر آب خشکیده شد. و.......اشاره کرد. دور تا دور دشت چغاخور و در دامنه کوهها باغهای گردو و سیب و انگور و هلو گیلاس و... و روستاها و شهرک های زیادی خودنمایی می کنند که گلوگرد.خدرآباد. ساکی آباد. سیف آباد. خانی آباد.سیبک. دستگرد. آورگان. متویی. ویلاهای پتروشیمی و...و باغ خان از مهمترین آنها می باشند.
قبل از احداث بند خاکی دشت چغاخور سبزه زاری بی نظیر بود که وجود حیوانات اهلی و وحشی در آن جلوه ای بسیار زیبا به آن داده بود. سیاه چادرهای زیبای عشایر رقصان در نسیم خنک دشت دور تا دور آن خودنمایی و خاطره انگیز می نمودند. رمه های (اسب و ... )اهالی چغاخور در این دشت زیبا پراکنده بودند و غروب نگهبان، آنها را در حصاری بالای تپه چپی(معروف به چهر چاربو) نگهداری می کرد و صبح دوباره آنها را رها می کرد. ورود و خروج آنها و صدای پایشان نغمه زیبایی را در دشت خلق می کرد. گوسفندان عشایر دشت چغاخور، که خود در نزدیگی دشت اطراق کرده بودند، زندگی وشور و شوقی عجیب به آن بخشیده بود. (چواخور او گرهد داغم سی دورون نه گله نه رمه مند، نه چهر چاربو). دسته های لک لکها که دسته جمعی تا اوج آسمان به صورت دایره ای و پشت سر هم پرواز می کردند، غازها، سارها، اردکها، (نام محلی : سیاچالها،اوبازها، سرخ آبی ها) و ...نمایی زیبا را در این دشت به وجود آورده بود و...
اما با احداث بند خاکی و توسعه تالاب چغاخور با وسعتی حدود 1300هکتار و با ارتفاع 2225 متر از سطح دریا هر چند جاذبه های دیگری ایجاد شد ولی همه آن شور و هیجان ها و حیات طبیعی به یکمرتبه رخت بر بست و دیگر اثری از آنها باقی نماند.
اما چغاخور از دیر باز از نظر سیاسی جایگاه بزرگی را بازی کرده است. بسیاری از حاکمین بختیاری از این منطقه بوده اند. شاعر معروف بختیاری مرحوم داراب افسر بختیاری در این منطقه می زیسته است و بسیاری بزرگان دیگر که مجالی جهت پرداختن آنها نیست.... آثار قلعه ییلاقی اولین ایلخان مقتدر بختیاری حسینقلی خان ایلخانی هنوز هم در میان تالاب وجود دارد.
بیشتر ساکنین چغاخور را طایفه زراسوند تشکیل می دهد. کلار خود زیباست،با صلابت و مشهور است. لیکن زیبای های چغاخور که بخشی از آنها بیان شد، مزید بر عظمت،زیبایی و شهرت این کوه شده است. کلارکه به صورت شرقی-غربی امتداد دارد. شرق از گردنه وستگان شروع و در غرب به گردنه سولگان ناغان ختم می شود. در جنوب به منطقه زیبای سبزه کوه که رودخانه سبزه کوه یکی از سرشاخه های کارون از آنجا سرچشمه می گیرد. و در شمال به تالابهای چغاخور، سولگان منتهی می شود. تقریبا تمام گیاهان دارویی در کلار یافت می شوند. پوشش گیاهی غالب آن گون و درختان بسیار زیبای سرو کوهی است. که به دلیل استفاده صیادان و.... به عنوان سوخت در معرض نابودی قرار دارند.
کوه کلار بدلیل صخره های سخت گذر،زیستگاه بسیار مناسبی برای حیوانات وحشی از جمله کل و بز، خرس، گرگ، کبک، کبک دری، و سابقا پلنگ و...بوده است. اخیرا بدلیل شکارهای بی رویه نسل اکثر این حیوانات،خصوصا کل و بز رو به نابودی است. وجود تفنگهای تیری و شوق شکار و سرایت آن حتی به نوجوانان، خطر خالی شدن کلار از این حیوانات زیبا را مانند سایر کوهها مثل آسماری، کینو، تاراز و.... بیش از پیش نمایان ساخته است. تقریبا تمام گونه های گیاهان دارویی در کلار یافت می شود.
کلار با ارتفاعی 3837 متری در اواخر پاییز و زمستان کاملا پوشیده از برف می باشد و برخی نواحی آن در طول سال برفدار می باشند. کلار دارای دریاچه ای معروف به نام چالتر که در بلندای سیبک قرار دارد می باشد. همچنین دریاچه های کوچک دیگری مانند گورو دارد که آب آنها از ذوب شدن برفها تامین می گردد.
کلار ییلاق عشایر بختیاری عمدتا زراسوند می باشد. و معمولا از اواسط خرداد تا پایان تیرماه محل چرای دام عشایر این منطقه می باشد.
از نامهای محلی کوه کلار می توان به گورو، شنستو.خاردو. گینه شه. پیته ها. برده کنده. گوه.سات. توقوطی. مهر ره. پشت تله. برده گپی. عالیجان. تچ تیر. چال تر. چال حشک. تنگ کوره و... اشاره نمود
در توصیف کلار زبان قاصر است.
و نهایتا اگر وصف کلار را می خواهی کامل بدانی اشعار داراب افسر بختیاری که یک بیت آن در زیر آورده شده است، را باید مرور فرمائید.
"ای که سر به هوا پا به زمین ای که لار. ای کهن گشته به دورون کهن ای کلار.
گزارش صعود.
گروه کوهنوردی نفت مسجدسلیمان اینبار با هدف صعود به قله کلار از مسیری متفاوت( از سمت دامنه روستای خدر آباد معروف به برده گپی) و برای اولین بار، در راستای برنامه ریزی قبلی ساعت 10 صبح روز پنجشنبه 98/04/07 با یکدستگاه اتوبوس مسجدسلیمان را به مقصد چغاخور در استان چهارمحال و بختیاری ترک کرد. ساعت 7 عصر همانروز به روستای گلوگرد رسید. و شب در مسجد روستا مستقر شد. راس ساعت 4:30 صبح روز بعد با راهنمایی راهنما،با یکدستگا نیسان به سمت دامنه کوه کلار از مسیر روستای خدر آباد حرکت نمود. ساعت 5 صبح به پای کوه)منطقه معروف به برده گپی) رسید. و با کسب اجازه از کوه با عظمت کلار و صلوات بر روح تمام درگذشتگان خفته در خاک منطقه چغاخور صعود را آعاز کرد.
چشمه ای در همین پای کوه قرار داشت. پس از طی مسیری حدود 1 کیلومتر به چشمه دوم رسید. و سپس با طی مسیر حدود سه کیلومتری به چشمه سوم معروف به چشمه عالیجان رسید. و این آخرین چشمه مسیر بود . پس از استراحتی کوتاه و صرف صبحانه و برداشت آب به سمت قله حرکت نمود. شیبی تند و گرمی هوا که با طلوع خورشید کم کم شروع شده بود. گروه را اذیت می کرد.در برخی از نقاط این شیب که به شیب عالیجان معروف است، بدلیل زیاد مطلوب نبودن بودن مسیر و وجود سنگریزه ها،گروه کمی با مشکل روبرو شد* *ولی نهایتا با صبر و حوصله و هدایت راهنما و همکاری گروه این مسیر به سلامت طی شد.پس از صعود از شیب عالیجان گروه به منطقه ای رسید که به خاردو گپه معروف بود.و چادرهای عشایر زراسوند و با غیرت ومهمانواز بختیاری در انجا بر پا شده بود. از دور به احوالپرسی پرداختند و گروه را دعوت کردند ولی مجال حضور در میان این عشایر خونگرم نبود. پس از ساعتها طی ادامه مسیر از سمت خط الراس نهایتا به قله صخره ای به ارتفاع 3755 معروف به بالای کله(محل کمین برای شکار) رسید. و پس استراحت و گرفتن عکس یادگاری به سمت قله اصلی کلار حرکت نمود. نهایتا راس ساعت 12 ظهر و طی حدود 9 کیلومتر پیاده روی گروه به قله زیبای کلار در ارتفاع 3837 متری(معروف به گینه شه) رسید.و پس از حدود یکساعتی توقف در قله جهت برگشت آماده شد. مسیر رفت و برگشت تا چشمه عالیجان یکی بود. از چشمه عالیجان به بعد گروه تصمیم گرفت از مسیر تنگ سیاه به سمت پایین کوه طی مسیر نماید. پس از مدتی پیاده روی و نهایتا عبور از کنار رودخانه تنگ سیاه راس ساعت 6 عصر و طی مسیری حدود 8 کیلومتر(برگشت) و نهایتا 17 کیلومتر پیاده روی رفت و برگشت ساعت 6 عصر به پائین کوه (تنگ سیاه) رسید.و پس از آن با اتوبوس به سمت مسجد گلوگرد حرکت نمود و حدود ساعت 6:30 به مسجد رسید. ساعت 9 از گلوگرد به سمت مسجد سلیمان حرکت کرد و راس ساعت 5 صبح به مسجدسلیمان رسید.
"مسیر کامل صعود و فرود و معرفی مناطق در مسیر در سایت "wikiloc" ثبت گردیده است."
در این صعود آقایان عباس خلفیان( 0912087159 ) به عنوان راهنما - رسول رعیت پیشه به عنوان پزشکیار وآقایان مرید اسدی - الیاس اکبری - ارسطو داراب پور - رضا نوذری - یوسف باقری - داریوش حسن پور - عسکر عالیوند - احمد رستمی - حسینعلی طهماسبی - حسین قنبری - فرج قنبری - حسن میرنام - نورعلی ورناصری - ابراهیم محمدی - حمید عسکری -محمد باقر علیجانی - عبداله شیرازی - ابراهیم شریفی-مهرداد آقابیگی از اعضای گروه کوهنوردی نفت مسجدسلیمان حضور داشتند.
سلسه کوههای زاگرس که مانند نگینی در جغرافیای دنیا می درخشند. و بسیار خوش شانس هستیم که در کشورمان قرار دارند، نقش بسیار مهمی در تعدیل آب و هوای منطقه و حفظ حیات جانوری و گیاهی جهان و زندگی ساکنینش داشته است. زاگرس مهمان نواز با آن همه عظمت، همیشه با مهربانی و آغوش باز با وجود نامهربانی های زیاد خصوصا اخیرا، از ساکنینش حفاظت کرده است.امیدوارم ساکنین نیز حرمت سلسه کوههای زاگرس را بدانند،و در حفظ اندک اموال باقیمانده آن ( طبیعت زیبا و پوشس گیاهی و جانوری و...) کوشا باشند. که اگر با این روند، تخریب پیش برود،در آینده ای نزدیک* *فقط خاطره خواهند بود.و اثری از آنها بجا نخواهد ماند.
در بخش مرکزی زاگرس، در محدوده شمال غربی استان چهارمحال و بختیاری و شمال شرقی استان خوزستان خوزستان کوهی زیبا بنام کینو خودنمایی می کند. وجود قلل متعدد و عرض زیاد خط فراز آن که در بیشترین مکان تا 6 متر می رسد، از ویژگیهای بارز این کوه می باشند. قلل متعدد،خط فراز زیاد، چاله معروف "گرگ کش"و دریاچه تمی جلوه های بسیار زیبایی را به کینو بخشیده است. با این زیباییها خاطر خواهان و علاقه مندان زیادی را مجذوب خود کرده است. به علاقه مندانی که قصد صعود به کینو را دارند توصیه می شود. با توجه به مشخص نبودن مسیر به سمت قله و وجود صخره ها و دره های زیاد، در صورتی که حرفه ای نمی باشند، یا آشنایی دقیق به مسیر ندارند، حتما از وجود راهنمایی با تجربه استفاده نمایند و تجهیزات کامل کوهنوردی به ویژه کرامپون(خصوصا در فصل بهار) به همراه داشته باشند.
✍گزارش صعود✍
روز سه شنبه مورخ 98/03/21 حدود ساعت 18 با یک دستگاه ون به قصد صعود به قله کینو از مسجدسلیمان به سمت تاراز حرکت کردیم. پس از عبور از مناظر زیبای مسیر که توصیفشان در این گزارش نمی گنجد، و طی حدود 3:30 ساعت مسیر، یادبود کبک خوشخوان بختیاری نگاهها را به سمت فردوسی بختیاری برد و ناخودآگاه از آهنگ های استاد، زمزمه و یادش گرامی داشته شد.حدود ساعت 21:30 با وجود احساس خستگی و کوفتگی افراد گروه بدلیل تکانهای بسیار زیاد خودرو ون (ضمن تشکر فراوان از راننده خوش اخلاق آن)، به کمپ هلال احمر تاراز رسیدیم، و با همکاری صمیمانه پرسنل محترم و زحمتکش کمپ که جای تشکر وافر دارد،شب را در کمپ ماندیم و با مشورت راهنما و نفرات گروه قرار شد راس ساعت 5 صبح کمپ را به سمت محل صعود ترک نماییم، راس ساعت 5 صبح کمپ را ترک کردیم و با طی مسیری 31 کیلومتری راس ساعت 5:45 به محل صعود که به دلیل وجود دکل شرکت مخابرات برای کوهنوردان به ایستگاه بی سیم معروف است رسیدیم. ساعت 6 صبح روز چهارشنبه مورخ 98/03/22 با راهنمایی آقای مجید احتشامی فر به عنوان راهنما و استاد حسین حاجی پور از کوهنوردان مجرب به عنوان پزشکیار، با تعظیم به کوه کینو و کسب اجازه از این کوه با عظمت رهسپار قله شدیم. مسیر در عین زیبایی، ناشناس و به دلیل نزدیکی به پرتگاهها و وجود سنگ ریزه ها خطرناک مینمودکه خوشبختانه با توصیه های عزیزان راهنما، دغدغه ای آنچنانی احساس نمیشد در بین راه زیبایی های کینو گروه را به وجد آورده بود. صخره های زیبا، یخچالهای با عظمت، پوشش گیاهی مناسب که فقط گون، ریواس و تره کوهی توسط افراد گروه قابل شناسایی بودند، جذابیتهای خاصی را تداعی می نمود،هر چند که از افراد گروه تمایل داشتند میزان کمی برداشت نمایند، ولی حس طبیعت دوستیشان مانع از این کار می شد و به امید حفظ این زیباییها برای آیندگان حتی سعی میکردند که این گیاهان زیر پایشان قرار نگیرند. در بین راه یکی از بومیان محل با سرعت از کنارمان رد می شد. که بعد از احوالپرسی و پرس و جو مشخص شد برای جمع آوری گیاهان به سمت کوه میرود.هر چند که شاید بدلیل برخی کاستیها و برای امرار معاش چنین اقدامی مینمود،که در اینصورت باید جایگزینی در نظرگرفته شود. لیکن تا حدودی حس تخریب طبیعت برای گروه ناراحت کننده بود. از طرفی بزهایی نیز در آن حوالی مشغول ریشه کن کردن گیاهان طبیعت بودند. پس از طی مسیری در ارتفاع حدود 3150 متری به اولین یخچال بزرگ رسیدیم عزیزان راهنما سعی کردند که از عبور از یخچالها تا حد امکان پرهیز شود.ولی عبور از این یخچال جهت صعود ناگزیر بود. خوشبختانه افراد گروه تجهیزات کامل داشتند و با نصب کرامپون و احتیاط کامل از این یخچال به سلامت عبور کردند. پس از مدتی طی مسیر در ارتفاع حدود 3300 متری به یخچال عظیم دوم با طولی حدود 700 متر که از وسطهای آن شیبش به نزدیک 80 درجه می رسید برخوردیم یخچالی که در صورت کوچکترین بی احتیاطی سقوط و مرگ حتمی را بدنبال داشت. با رعایت تمام موارد لازم از این یخچال عبور کردیم و پس از صعود از آن همه گروه نفسی راحت کشید و برای این لطف خداوند کوه، به ذکر صلوات گروه مزین شد. در ادامه مسیر رویت پوکه های بسیار از تفنگ های ساچمه زنی که در طول مسیر نیز مشاهده می شد، نشان از شکار بی رویه می داد.که بسیار ناراحت کننده بود و لذت زیبایی بی نظیر کوه را از بین می برد.در مسیر طی شده تا قله فقط دو بار صدای دلنشین کبکها شنیده شد. که با این فضای زیست محیطی مناسب این تعداد کم بسیار عجیب بود. و شاید دلیل آن شکار بی رویه ای است که نسلشان را رو به نابودی برده است. و چقدر دردآور است اگر در آینده ای نزدیک دیگر قهقهه دلنشین کبک تاراز یادآور استاد مسعود بختیاری و کبک کینو به گوش نرسد.و به نوعی شاهد مرگ خاموش زاگرس باشیم. در ادامه به یخچال سوم رسیدیم و گروه به سلامت و با تجربه از طی مسیر دو یخچال قبلی از این یخچال هم به سلامت عبور نمود. پس از عبور از این یخچال در ارتفاع حدود 3630 به منطقه ای بزرگ و کاملا پوشیده از برف(بجز صخره های مرتفع و یالی کم عرض و طولانی تا نزدیکی قله) که بسیار زیبا و دل انگیز بود و توصیفش در این گزارش نمی گنجد،رسیدیم.در ادامه مسیر از یالی که برف کمتری داشت به سمت قله حرکت نمودیم و گروه پس از طی مسیر حدود سه کیلومتری به قله زیبا و با عظمت کینو با ارتفاع 3761 متری (ثبت شده توسط G.P.S همراه) رسید و با ذکر صلوات و سپاس از خداوند که فرصت دیدار با این همه زیبایی را داده بود. راس ساعت 13:45 بر روی قله قدم نهاد. پس از گرفتن عکس یادگاری راس ساعت 14:30 با تشکر از کوه کینو به خاطر اجازه این صعود قله را ترک کردیم. در مسیر برگشت یخچالها به دلیل یخ زدگی و صعوبت بیشتر در فرود کار گروه را کمی مشکل کرد که با احتیاط بسیار زیاد، به سلامت از آنها عبور کردیم. ذکر این نکته ضروری است که صعود و خصوصا فرود از این یخچالها بدون تجهیزات بازی با مرگ است. نهایتا پس از طی مسیر از همان مسیر رفت، زیباییهای کینو را در حالی که در ذهنمان نقش می بستند و ثبت می شدند به ناچار یکی یکی پشت سر گذاشتیم و با طی مسافت 15.5 کیلومتر در مجموع رفت و برگشت راس ساعت 18 به ابتدای مسیر صعود، ایستگاه بی سیم، رسیدیم. ساعت 18:45 کمپ تاراز بودیم. ساعت 21:30 کمپ تاراز را ترک و حدود ساعت 30: بامداد روز پنجشنبه مورخ 98/03/23 به مسجدسلیمان رسیدیم. در این صعود آقایان: حسین حاجی پور (راهنما و پزشكيار شماره همراه 09163011046)،مجید احتشامی فر(راهنما).نورعلی ورناصری، یوسف باقری، مرید اسدی.رضا نوذری. حمید عسکری.حسن میرنام.ابراهیم محمدی. داریوش حسن پور. عباس حسینی. افشین خسروی. وحید رستمی، مهرداد آقابیگی و( ابراهیم شریفی به عنوان تدارکات) حضور داشتند. در پایان از همه عزیزان، راهنما،پزشکیار،ترابری، تدارکات،زحمتکشان کمپ تاراز، همنوردان و همه عوامل این صعود تشکر می شود.
با آرزوی سلامتی برای همه کوهنوردان و خانواده های محترمشان.
گزارش صعود گروه کوهنوردی نفت مسجدسلیمان به قله با عظمت علم کوه.
"کوه گر روشن و گر تاریک است " "تا بخواهی به خدا نزدیک است"
با سلام و عرض تواضع و ارادت محضر یکا یک شما خوانندگان این گزارش و با احترام و کسب اجازه از تمام کوههای سر به فلک کشیده و ستونهای استوار دنیا که ذره ای از زیبایی استواری،استقامت، پایداری و صلابت خالقشان را با نقش و نگاری بی همتا به نمایش گذاشته اند، گزارشی به صورت مختصر از صعود کوهنوردان زاگرس نشین نفت مسجدسلیمان ارایه می شود.
گروه کوهنوردی نفت مسجدسلیمان که با حمایت وزرات نفت و شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان طی سالهای اخیر، موفق به صعود به قله های مرتفع کشور عزیزمان،همچون بام ایران دماوند،سبلان،دنا،زردکوه،ملی،کلار،کینو،تاراز،اشترانکوه لیله،منگشت،چهل چشمه، و.... شدند، اینبار نیز در راستای تقویم ورزشی خود و با حمایت مسولین ورزش دوست این شرکت و با یک برنامه ریزی دقیق موفق به صعود به قله 4850 متری علم کوه در استان مازندران، شهرستان کلاردشت شدند. در گروهی دوازده نفره متشکل ازآقایان علی شیروانی، یوسف باقری،رضا نوذری،هرمز عباسی،شاهرخ قیاسی،فرج قنبری،روح الله بهمنی،نعمت رضایی،صفر عالی پور، ...دهقان.اسمعیل علیرضائی، مهرداد آقابیگی پس از برنامه ریزی، برگزاری جلسات قبل از صعود و پیش بینی شرایط لازم ، در تاریخ 96/5/2 راس ساعت 14:45 سفر خود را به قصد صعود به قله با صلابت و زیبای علم کوه، با یک دستگاه اتوبوس آغاز نمودیم. و پس از عبور از شهرها و مناطق زیبای مسیر راس ساعت 8 صبح روز سه شنبه مورخ 96/5/3 به شهر زیبا و کوچک کلاردشت با آب و هوایی بسیار خنک و طبیعتی دلپذیر رسیدیم، وجود جنگل و کوههای سرسبز و رودخانه ای صاف و زلال، مناظری بسیار زیبا و بی نظیر طوری ایجاد نموده بود، که گویی آفریدگار توانا قسمتی از بهشتش را به عنوان نمونه و معجزه تحقق وعده هایش افریده بود، و بی اختیار هر رهگذری را به سجده شکر رهنمون می ساخت.
پس از مدت بسیار کوتاهی توقف در مجتمع کوهستانی رودبارک شرایط آب و هوایی کوهستان را بررسی کردیم. بررسی ها نشان از آب و هوایی باد و بارانی در کوهستان می داد، و برای رفتن یا موکول شدن صعود به بعد دچار تردید و تا حدودی استرس شدیم. که الحمد الله پس از اضافه شدن راهنمای گروه جناب آقای اوزجی (که لازم شد در اینجا به خاطر توانمندی در هدایت گروه،ادب ، متانت، و کاربلدی از ایشان صمیمانه قدردانی نماییم) و توضیحات ایشان و همچنین صمیمیت، یکدلی و توانمندی و عزم گروه و از همه مهمتر شرایط رویت شده و آفتابی کوهستان نگرانیها و استرس های چند لحظه قبل کاهش و تصمیم به صعود از طرف گروه قطعی شد. راس ساعت 10:10 همان روز گروه سیزده نفره مان با یک دستگاه نیسان عازم سفر به تنگ گلو (محل ابتدای صعود به قله) شدیم، در طی این مسیر یکساعت و سی دقیقه ای که جاده ای خاکی و پر از چاله و سنگ بود و بدون اغراق تا حدودی آزار دهنده، آنچه جلب توجه می کرد ویلاهایی بود که تا دل کوهستان پیش رفته بود و آن طبیعت بکر و آهنگ زیبای خروش رودخانه ای زیبا و زلال که تا حصار چال همراش بودیم، را دستخوش تغییراتی ناموزون کرده بود و احساس ناخوشایندش پنهان شدنی نبود.
لیکن از طرفی حضور کانکس محیط بانان زحمتکش و حضور فعال آنان در منطقه، دلگرمی خاصی می داد و اندک امیدوار به حفظ این زیبایی خدادادی برای نسلهای آینده شدیم. راس ساعت 11:40 به تنگ گلو رسیدیم. و حدود ربع ساعت منتظر ماندیم تا مواد غذایی و وسایل شب مانی در حصار چال را ( که با توجه به احتمال شرایط پیش بینی نشده برای سه روز مهیا شده بود) به کمک شرپا به حصار چال انتقال دهیم. ولی خبری از شرپا نشد. بنابراین عزم گروه بر این شد که با تقسیم تجهیزات و مواد غذایی بین اعضا خود اقدام به حمل تا حصار چال نمایند. و راس ساعت 12:05 با تمام مایحتاجی که در اختیار داشتیم به سمت حصار چال حرکت کردیم، صمیمیت، اخلاق، و توان گروه سختی فراوان حمل تجهیزات تا حصار چال را قابل تحمل نمود و ساعت 2:45 دقیقه به حصار چال رسیدیم. خوشبختانه فرصت مناسب برای تجدید قوا و بر پا کردن چادرها و شب مانی و نهایتا صعود به قله در اختیار بود. هر چند شب بسیار سرد به همراه بادی که به طوفان شبیه بود تا صبح همراهمان بود. ولی با صمیمیت و همکاری اعضاء گروه و آمادگی و لباسهای گرمی که داشتیم این شب زیبا و پرغرور کوهستان را به سلامت سپری کردیم. ساعت 5:14 مورخ 96/5/4 عازم صعود به قله با صلابت و زیبای 4850 متری علم کوه شدیم. پس از حدود چهار ساعت و بیست وپنج دقیقه با هدایت بی نظیر آقای اوزجی همگی سیزده نفره مان به قله رسیدیم. ضمن احترام خاص به کوه استوار علم کوه بابت مجوز صعود و اینکه لذت صعود را دریغ نکرد. یکبار دیگر از آن بالا قدرت لایزال الهی را لمس و کو چکی خود را با تمام وجود احساس کردیم. پس از به اهتزاز در آورون پرچم مقدس جمهوری اسلامی و شرکت ملی نفت ایران و گرفتن عکس یادگاری، هر چند دل کندن از آن همه زیبایی و عظمت سخت بود ولی چاره ای جز ترک دوست نبود. و راس ساعت 10:35 از قله به سمت حصار چال حرکت کردیم و با پیمایشی دو ساعت سی پنج دقیقه ای ساعت 13:10 به حصار چال رسیدیم. پس از جمع آوری تجهیزات ساعت 15 به سمت تنگ گلو حرکت کردیم و ساعت16:05 دقیقه به تنگ گلو رسیدیم. ساعت 16:25 با یک دستگاه نیسانی که از قبل هماهنگ کرده بودیم به سمت کلار دشت حرکت کردیم و ساعت 18:05 به مجتمع کوهستانی رودبارک رسیدیم. پس از استحمام و مدتی استراحت در خانه ای اجاره ای در کلار دشت راس ساعت 12 شب به سمت مسجدسلیمان حرکت کردیم. صبحانه ساعت 9 در اراک و نهار ساعت 14 در بروجرد صرف شد.
و نهایتا راس ساعت 22:20 شب پس از روزهایی زیبا و خاطره انگیز و صعودی دلچسب صحیح و سالم به شهر اولین ها مسجد سلیمان رسیدیم. در پایان با توجه به توان صعود گروه نفت مسجدسلیمان انشاالله با حمایت مسولین وزرات نفت که تا الان با جدیت این گروه را حمایت کردند و جای تشکر وافر دارد، صعود به قلل مرتفع جهان برنامه ریزی و اجرا گردد. چرا که این گروه بدون تردید در صورت حمایت توان صعود به بیشتر قلل دنیا را دارد.